اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج6

0
اعتقادات

جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است  • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ  •  بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری   •  دست استعمار در احیای ‌آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی  • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمی‌باشد  • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غرب‌گرائی است  • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است  • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی  • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي

امام شناسی ج6

164
  • و محصّل آنچه از بحث ما در تفسیر نسى‌ء در این آیه شریفه به دست آمد، به انضمام روایات کثیره‌اى که در این مقام وارد شده است، و به انضمام گفتار مورّخین از علماء هیئت و نجوم همچون أبو ریحان بیرونى، و همچون أبو معشر بلخّى، و همچون گفتار رحّاله کبیر و مورّخ جلیل: علىّ بن حسین مسعودى متوفّى ٣٤٦ هجرى در «مروج الذّهب»1 و در کتاب نفیس: «التّنبیه و الإشراف» آنست که: اصول ماههاى قمرى در میان أعراب جاهلیّت به دو علّت تغییر پیدا مى‌کرده است:

    1. در «مروج الذهب» ج ٢، ص ١٨٨ و ١٨٩ از طبع دار الأندلس آمده است که: أسامى ماههاى هلالى از این قرار است: اوّل آن ماه‌ها محرّم است، و تعداد روزهاى سال هلالى سیصد و پنجاه و چهار روز است که از تعداد روزهاى ماههاى سریانى یازده روز و ربع روز کمتر است، و بنابراین در هر سى و سه سال از سالهاى سریانى، یک سال عربى بیشتر خواهد بود، و در سال‌هاى عربى نوروز وجود ندارد، و عرب جاهلى براى آنکه سال‌ها و ماههاى خود را با سال‌ها و ماههاى سریانى تطبیق دهد در هر سه سال یک ماه اضافه مى‌کرد و کبیسه مى‌گرفت و این عمل را به نسى‌ء که معناى تأخیر دارد نام مى‌نهاد، و خداوند این عمل را مذمّت نموده و آیه ﴿إِنَّمَا النَّسِي‌ءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ﴾ را نازل فرمود، و عرب ماه‌ها را به ترتیب، اوّل را محرّم قرار داد چون اول سال بود، و آن را محرّم نامید به جهت حرام بودن جنگ و غارت در آن، و صفر را صفر نامید به جهت بازارهائى که در یمن بر پا مى‌شد، و از آن بازارها آذوقه و متاع خود را تهیّه مى‌کردند، و هر کس از ورود در آن بازارها خوددارى مى‌کرد از گرسنگى هلاک مى‌شد.
      و بعضى گفته‌اند: وجه تسمیه صفر آنست که شهرها به علّت خروج مردم به جنگ خالى مى‌شد، و این کلمه از صَفِرَتِ الدَّارُ منهم اخذ شده یعنى خانه از آنها خالى شد، و ربیع و ربیع را دو ربیع گویند به جهت آنکه در این دو ماه، مردم و چهار پایان از گیاه‌ها و علف‌هاى سرسبز زمین بهره‌گیرى مى‌کنند. و اگر کسى بگوید فعلا در غیر این دو ماه ربیع نیز چهارپایان از سبزى زمین بهره‌مند مى‌شوند و در آن چرا مى‌کنند. و اگر کسى بگوید فعلا در غیر این دو ماه ربیع نیز چهار پایان از سبزى زمین بهره‌مند مى‌شوند و در آن چرا مى‌کنند، جوابش آنست که این اسم براى این دو ماه موسمى که در فصل بهار واقع مى‌شده است نهاده شده و سپس با انتقال و اختلاف زمان به همان نام باقى مانده است، و جمادى، و جمادى را دو جمادى گویند، چون در این دو ماه آب‌ها جامد مى‌شد و فرو مى‌نشست، در آن هنگامى که این نام براى آنها گذاشته شد، و مردم نمى‌دانستند که سرما و گرما پیوسته دور مى‌زند و گردش مى‌کند، و اوقات آن از محلّ خود انتقال مى‌یابد، و رجب را رجب گویند، چون از آن مى‌ترسیدند، و گفته مى‌شود: رجبت الشّى‌ء وقتى که از آن چیز ترسیدى، و شعبان وجه تسمیه‌اش همان تشعّب قبائل است براى حرکت به سمت آبهاى خود و براى طلب غارت کردن، و وجه تسمیه رمضان به جهت شدّت درجه حرارت و گرماى ریگ‌هاى بیابان است، و وجه تسمیه دیگرش آنست که رمضان اسمى از اسماء خداست تعالى ذکره، و لهذا گفته نمى‌شود رمضان و باید گفت: ماه رمضان. و شوال را شوال نام نهاده‌اند به جهت آنکه شترها در آن وقت به علّت شهوت و میل به جفت‌گیرى دم‌هاى خود را بلند نگاه مى‌دارند، و به همین سبب مردم ماه شوّال را شوم مى‌دانند و ازدواج و نکاح در آن را ناپسند مى‌دانند. و ذوالقعده را بدین نام نهاده‌اند، به جهت آنکه همه مردم از جنگ و غارت دست بر مى‌دارند، و مى‌نشینند. و ذوالحجّه را نیز بدین نام نهاده‌اند به جهت آنکه حجّ را در این ماه به جاى مى‌آورند. انتهى.
      از این بیان و از آنچه ابو ریحان بیرونى در «الآثار الباقیة» راجع به علّت اسم‌گذارى ماههاى قمرى بیان کرده است معلوم مى‌شود که مدّت‌ها این نام‌ها را طبق ماههاى شمسى روى فصول شمسى مى‌نهاده‌اند و سپس در اثر قانون اسلام از ماههاى شمسى دوباره به ماههاى قمرى که تطبیق با فصول نمى‌کند برگردانیده شده است، و این همان نسى‌ء است که در آن به جهت تأخیر احکام و تکالیف از مواقع و زمان‌هاى خود به زمان‌هاى دیرتر به جهت مصالح دنیوى، خداوند آن را موجب زیادى کفر شمرده است.