اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج6

0
اعتقادات

جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است  • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ  •  بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری   •  دست استعمار در احیای ‌آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی  • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمی‌باشد  • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غرب‌گرائی است  • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است  • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی  • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي

امام شناسی ج6

162
  • گفتار أبو معشر بلخى درباره نسی‌ء و کبیسه‌گیرى اعراب‌

  • ایشان نتوانستند تا حجّشان را موافق با موقع تجارت خود قرار دهند، و در عین حال هوا از جهت گرما و سرما معتدل باشد، و درختان داراى برگ بوده، و زمین‌ها از سبزه و علف پر شده باشند. تا اینکه مسافرت به مکّه بر ایشان آسان باشد، و در مکّه هم به تجارت اشتغال ورزند، و هم مناسک حجّ خود را انجام دهند، فلهذا عمل کبیسه گیرى را از یهودیان آموختند و نام آن را نسى‌ء گذاردند، یعنى تأخیر. با این تفاوت که یهودیان از هر نوزده سال قمرى هفت ماه قمرى را کبیسه مى‌کردند، تا اینکه نوزده سال قمرى آنان به صورت نوزده سال شمسى درآید، و أعراب از هر بیست و چهار سال قمرى دوازده ماه قمرى را کبیسه مى‌نمودند.

  • براى انجام این مهم مردى از بنو کنانه را انتخاب کردند و او را قَلَمَّسْ مى‌گفتند و أولاد او را پس از او که متکفّل این أمر شدند َقلاَمَسَة نام نهادند و آنها را نَسَأَة نیز مى‌گفتند یعنى نسى‌ء گیران.. قَلَمَّس دریاى پر آب است، و آخرین کسى که متولّى این أمر از أولاد او شد أبوثمامة جُنَادة بن عَوْف بن اُمَیَّة بن قَلَع بن عَبَّاد بن قَلَع بن حُذَیْفة بود.

  • قلمّس در موسم حجّ چون مى‌خواست منقضى شود، در عرفات به خطبه مى‌ایستاد، و ابتدا مى‌کرد از زمانى که حجّ در ذوالحجّه واقع مى‌شد، و محرّم را

  • إنسآء مى‌کرد و آن را از ماههاى دوازده‌گانه مى‌شمرد، و اوّل ماههاى سال را ماه صفر قرار مى‌داد، و در این صورت ماه محرّم آخرین ماههاى سال محسوب مى‌شد، و به جاى ماه ذوالحجّه مى‌نشست، و مردم در آن ماه حجّ مى‌کردند. و بنابر این حجّ در ماه محرّم دو مرتبه واقع مى‌شد، و پس از آن در سال سوّم در وقت منقضى شدن حجّ، باز در موسم به خطبه مى‌ایستاد، و ماه صفر را إنسآء مى‌کرد، آن ماه صفرى که آن را براى دو سال پیشین، ماه اوّل قرار داده بود، و ماه ربیع الأوّل را ماه اوّل سال سوّم و چهارم قرار مى‌داد، بطورى که در این دو سال حجّ در ماه صفر که آخرین ماه سال از این سال است واقع مى‌شد. و پیوسته بر همین منوال در هر دو سالى یکبار إنسآء مى‌کرد، تا اینکه دوره گردش به حال اولیّه خود بازگشت کند. و این قلامسه هر دو سال را بیست و پنج ماه حساب مى‌کردند.