
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
158گفتار فخر رازى در کبیسهگیرى أعراب
و امّا طریقه حسابى که با آن مقدار زیادى را به دست مىآوردند، و با کبائس شهور خود را تعدیل مىنمودند، در کتب زیجات، مدوّن و مذکور است.
و واحدى گفته است که: أکثر علماء بر آنند که این نسىء و تأخیر، اختصاص به یک ماه ندارد، بلکه در تمام ماهها صورت مىگرفته است، و این گفتار در نزد ما صحیح است بنا بر آنچه ذکر شد، و بنا بر اتّفاق مسلمین بر آنکه چون رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم اراده حج فرمود در حجّة الوداع، در حقیقت و واقع أمر، حجّ به همان زمان أصلى خود که ذوالحجّه بود بازگشت نمود، و رسول خدا در خطبه فرمود:
ألاَ إنَّ الزَّمَانَ قَدِ اسْتَدَارَ کَهَیْئَتِهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاواتِ و الأرْضَ، السَّنَةُ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً. و چنین إراده فرمود که: ماههاى حرام اینک به مواضع خود بازگشت نموده است.1
و قبل از فخر رازى، أبوریحان بیرونى2 در چند جاى کتاب مشهور خود: «اَلاَثَارُالْبَاقِیَةُ عَنِ الْقُرُونِ الْخَالیة» از کیفیّت نسىء و تأخیر أعراب در شهور، و اصل تأسیس تاریخ اسلامى و اسامى ماهها بحث کرده است. در یک جا پس از آنکه نام ماههاى دوازدهگانه عرب را بدین طریق ذکر کرده است:
الْمُحَرَّمُ، صَفَرُ، رَبِیعٌ الأوَّلُ، رَبِیعٌ الآخِرُ، جُمَادَی الاُولی، جُمَادَی الآخِرَةُ، رَجَبُ، شَعْبَانُ، رَمَضَانُ، شَوَّالُ، ذُوالْقَعْدَةِ، ذُوالحِجَّةِ.3
مىگوید: أعراب در زمان جاهلیّت نام ماهها را به همان گونه که أهل اسلام استعمال مىکنند، استعمال مىکردند، و حجّ آنان در فصول چهارگانه دور مىزد، سپس خواستند تا حجّشان را در زمانى انجام دهند که متاع و بضاعت تجارى آنان از پوستهاى دبّاغى شده، و انواع چرمها، و میوهها به دست آید، و نیز سایر أمتعه آنان حاضر باشد، و این زمان پیوسته بر حالت ثابتى باقى باشد، که خرّمترین زمانها و پرنعمتترین اوقات بوده باشد.
- «تفسیر مفاتیح الغیب» ج ٤، ص ٦٣٨ و ٦٣٩.
- أبوریحان محمّد بن احمد بیرونى خوارزمى، از بزرگان دانشمندان اسلام است که در قرن چهارم و پنجم مىزیسته است، تولّدش در سنه ٣٦٠ هجرى در خوارزم، و وفاتش در سنه ٤٤٠ هجرى در غزنة بوده است.
- در «الآثار الباقیّة» از ص ٦٠ تا ص ٦٢ براى شهور عربى قبل از اسلام در زمان جاهلیّت پیشین نامهاى دیگرى را ذکر کرده است و وجه تسمیه آن شهور را به آن نامها نیز بیان کرده است. سپس گوید: البتّه این نامها متعلّق به عصر قدیم بوده و سپس در جاهلیّت قبل از اسلام به نامهاى کنونى تبدیل شده است. و آن نامها از این قرار است: المؤتمر ـ خوّانٌ ـ حنتمٌ ـ ناجرٌ ـ صوانٌ ـ زبّاء ـ الأصمّ ـ نافقٌ ـ هواعٌ ـ عادلٌ ـ واغلٌ ـ برکٌ ـ و نیز در بعضى از این نامها در تواریخ اختلاف است و همچنین در ترتیب آنها. و بهترین شعرى که در این باره، سروده شده است، شعر صاحب، اسماعیل بن عبّاد است:
أرَدْتَ شُهُورَ الْعُرْبِ فی الْجَاهِلیةِ *** فَخُذْهَا عَلی سَرْدِ الْمُحَرَّمِ تَشتَرِکْ
فَمُؤْتَمِرٌ یَأتِی وَ مِنْ بَعْدُ نَاجِرٌ *** خُوَّانٌ مَعْ صُوَانَ یُجْمَعُ فی شَرَکْ
حَنینٌ وَ زَبَّا وَالأصَمُّ وَ عَادِلٌ *** وَ نَافِقُ مَعْ وَغْلٍ وَ رَنَّةُ مَعْ بُرَکْ
«اگر مىخواهى نام ماههاى عرب را در زمان جاهلیّت بدانى پس براساس شروع از ماه محرّم و انتظام آنها بر این منوال قرار بده (زیرا که از جهت ترتیب و نظم با ماههائى که اوّل آن به نام محرّم است مشترک هستند) اوّلین ماه نامش مؤتمر است و سپس ماه ناجر و خوّان و صوان همگى در یک ردیف و یک رشته منتظم مىشوند. و ماه حنین و زبّا و أصمّ و عادل و نافق با و غل و رنّه و برک، نیز یکى پس از دیگرى مىآیند.
