
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
147و در هنگامى که إسلام آمد، آن شخص مسئول این کار، جُنَادَةُ بْنُ عَوْفِ بْنِ اُمَیَّة کِنَانِی بود. و ابن عباس گوید: اوّلین کسى که این عمل نسىء و تأخیر اندازى را در بین عرب دائر کرد عَمْرُو بْنُ لَحیَ بْنِ قُمَعَةَ بْنِ خِنْدِف بود. و أمّا أبو مسلم بن أسلم مىگوید: مردى از بنى کنانه بود که او را قلمّس مىگفتند: او مىگفت: من محرّم را در این سال تأخیر انداختم، پس در این سال، دو ماه صفر داریم، و چون سال آینده مىشد مىگفت: ما حرمت ماه محرّم سال قبل را اینک قضا مىکنیم، و این هر دو ماه را محرّم قرار مىدهیم. و شاعر کنانى در این باره گفته است: وَمِنَّا نَاسِئُ الشَّهْرِ اْلقَلَمَّسْ.
«و قلمّس که مقام تأخیراندازى ماهها را دارد، از طائفه ماست».
و کمیت شاعر گوید:
وَنَحْنُ النَّاسِئُونَ عَلی مُعَدٍّ *** شُهُورَ الْحِلِّ نَجْعَلُهَا حَرَامَا «ما کسانى هستیم که بر قبیله معد، حکم به تأخیر مىکنیم، و ماههاى حلال را حرام مىگردانیم».
و مُجَاهد گوید: مشرکان در هر ماهى دو سال حجّ مىگزاردند، یعنى در ذوالحجّه، دو سال پى در پى حجّ مىکردند، و سپس در ماه محرّم دو سال حج مىکردند، و سپس در ماه صفر دو سال حجّ مىگزاردند، و همچنین به همین ترتیب در ماههاى دیگر، در هر یک از آنها دو سال حجّ مىگزاردند، تا اینکه آن حجّى که در سال قبل از حجّة الوداع انجام داده شد، در ماه ذوالقعده بود. و رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم که در سال بعد که حجّة الوداع بود حجّ گزاردند، با ماه ذوالحجّه موافق شد، و بر این اساس رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم در خطبه خود فرمود:
ألاَ وَ إنَّ الزَّمَانَ قَدِ اسْتَدَارَکَهَیْئَتِهِ یَوْمَ خَلَقَ اللَهُ السَّمَاواتِ وَ الأرضَ؛ اَلسَّنَةُ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً مِنْهَا أ رْبَعَةٌ حُرُمٌ، ثَلاَثَةٌ مُتَوَالیاتٌ: ذُوالْقَعْدَة وَ ذُوالحِجَّةِ وَ اْلمُحَّرَمُ وَ رَجَبُ مُضَرُ الَّذِی بَیْنَ جُمَادیَ و شَعْبَانَ.
«آگاه باشید که اینک زمان در گردش خود به همان هیئت و کیفیتى
برگشته است که خداوند در وقت خلقت آسمانها و زمین آن را بدان کیفیت آفرید.
