
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
135إفاضه رسول اللَه صلَّى اللَه علیه و آله و سلَّم از عرفات به مزدلفه
و پس از اتمام نماز، حضرت رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم بر راحله خود سوار شده، و به موقف آمدند، و رو به قبله به دعا کردن همینطور ایستاده بودند تا آفتاب غروب کرد. و در حدیث است که آن حضرت گفتهاند: با فضیلتترین دعا در روز عرفه، و آنچه را که من و پیامبران پیش از من در روز عرفه مىگفتهاند، اینست: لاَ اِلَهَ إلاَّ اللَهُ وَحْدَهُ لاَشَرِیکَ لَهُ، لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ.
«هیچ معبود و مؤثّرى نیست غیر از اللَه که تنها و واحد است، و شریکى براى او نیست، پادشاهى و ستایش اختصاص به او دارد، و او بر هر چیز قادر و تواناست».
آنگاه رسول خدا بسیار دعا نمودند و به قدرى دعا کردند که آفتاب غروب کرد.
و جماعتى از نجد آمدند و از کیفیّت حج پرسیدند، حضرت أمر کردند که منادى ندا کند: اَلْحَجُّ عَرَفَةٌ؛ مَنْ جَاءَ لیلَةَ جَمْعٍ ـ أیِ الْمُزْدلِفَةَ ـ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَقَدْ أدْرَکَ الْحَجَّ.
«حجّ عبارت است از وقوف به عرفات، و کسى که در شب عید قربان به مشعر برسد، و قبل از طلوع صبح صادق، وقوف مزدلفه را إدراک کند، حجّ را إدراک کرده است»1.
و رسول خدا بر روى ناقه عَضباءِ خود سوار بودند، و چون آفتاب غروب کرد اُسَامَة بن زَیْد را در پشت خود بر روى ناقه سوار کرده، و به جانب مزدلفة روان شدند، و در راه مردم را أمر مىکردند که با سکینه و آرامى حرکت کنند. چون در راه به شِعْب أبْتَر رسیدند پیاده شده، و إدرار کرده و وضوى مختصرى گرفتند.2
و بلادرنگ آمدند تا به مُزْدَلِفَه رسیدند، و در آنجا نماز مغرب و عشاء را
با هم جمع کرده، و با یک أذان و دو إقامه بدون فاصله انجام دادند3 و خود بر پهلوى خود آرمیده، و به زنان و کودکان که ضعفاء محسوب مىشدند إجازه دادند که بعد از نیمه شب به منى حرکت کنند. ابن عبّاس مىگوید: رسول خدا ضعفاى أهل خود را به من سپردند، تا من آنها را بعد از نیمه شب به منى بیاورم، ولى تأکید کردند که جمره عقبه را رمى نکنند مگر آنکه آفتاب طلوع کرده باشد.
- همان.
- «سیره حلبیّه» ج ٣، ص ٣٠١. و این ادرار کردن به جهت آن بود که بتهاى جاهلیّت را از آن کوه مىتراشیدند.
- «البدایة و النهایة» ج ٥، ص ١٨٠.
