اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج6

0
اعتقادات

جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است  • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ  •  بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری   •  دست استعمار در احیای ‌آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی  • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمی‌باشد  • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غرب‌گرائی است  • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است  • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی  • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي

امام شناسی ج6

123
  • در اینجا بى‌مناسبت نیست دو حکایت را ذکر کنیم، اول ـ در «الدّرّ المنثور» آورده است که بخارى و مسلم از أبو جمرة روایت کرده‌اند که او گفت: من درباره متعه از ابن عبّاس پرسیدم، مرا بدان أمر کرد، و از هدى پرسیدم، گفت: شتر و یا گاو و یا گوسفند، یا آنکه در خونى که ریخته مى‌شود شریک گردى! و لیکن بعضى از مردم بودند که تمتّع را در حجّ ناخوشایند مى‌دانستند (و چون تمتّع کردم و خوابیدم) در خواب دیدم که انسانى ندا مى‌کرد: حَجٌّ مَبْرُورٌ وَ مُتْعَةٌ مٌتَقَبَّلَةٌ «حجّ پسندیده و نیکو و متعه مورد قبول واقع شده».

  • من به نزد ابن عبّاس آمدم، و خواب خود را نقل کردم، گفت: اللهُ أکْبَرُ، سُنَّةُ أبِی الْقاسِمِ صَلَّی اللَهُ عَلیه[وآله] وَسَلَّمَ.1 

  • دوّم ـ از راغب اصفهانى در کتاب محاضراتش که از جمله کتابهاى پرفائده است، نقل شده است که گفت: یحیى بن أکثم از شیخى از أهل بصره پرسید: در جواز متعه به چه کسى اقتدا کرده‌اى؟! 

  • شیخ گفت: به عمر بن خطّاب! یحیى پرسید: چگونه این حرف درست است در صورتى که مى‌دانیم: عمر شدیدترین مردم در نهى از متعه بوده است؟

  • شیخ گفت نَعَمْ: صَحَّ الْحَدِیثُ عَنْهُ أنَّهُ صَعِدَ الْمنْبَرَ فَقَالَ: یَا أیُّهَا النَّاسُ مُتْعَتَانِ أحَلَّهُمَا اللَهُ وَ رَسُولُهُ لَکُمْ؛ وَ أنَا اُحَرِّمُهُمَا عَلَیْکُمْ وَ اَعَاقِبُ عَلَیْهِمَا. فَقَبِلْنَا شَهَادَتَهُ؛ وَ لَمْ نَقْبَل تَحْرِیمَهُ.2 

  • «آرى! حدیث صحیح از عمر وارد شده است که او بر فراز منبر رفت و

  • گفت: اى مردم دو متعه بودند (متعه نسوان و متعه حجّ) که خدا و رسول خدا آنها را براى شما حلال کردند، و لیکن من آنها را بر شما حرام مى‌کنم، و هر کس بجا آورد حدّ مى‌زنم. ما شهادت او را در اینکه خدا و رسول خدا حلال کرده‌اند پذیرفتیم و لیکن تحریم او را نپذیرفتیم».

    1. «تفسیر الدّرّ المنثور» ج ١، ص ٢١٦ و ص ٢١٧.
    2. «أصل الشیعة و أصولها» طبع دهم، ص ١٧٨.