
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
117و مراد از مقابل و قفا که در آیه به لفظ من بین یدیه و لا من خلفه آمده است، یا منظور به حسب زمان است یعنى باطل به او راه ندارد چه در زمانهاى جلو و آینده و چه در زمانهاى گذشته، و در این صورت معنى چنین مىشود که هیچ حکمى و چیزى که در آینده به وقوع پیوندد، نمىتواند در قرآن إشکالى وارد سازد، و هیچ حکم و اشیاء به تحقّق پیوسته در سابق نیز در قرآن رخنه پیدا نمىکند، و آن را تباه و واهى نمىسازد، و یا به حسب أخبار و موجوداتى است که حکایت از آن وقایع مىکند، و در این صورت معنى به عکس مىشود، یعنى هیچ یک از چیزها و قانونها و علوم فعلى که حکایت از قرون سابقه مىکند و فعلا موجود است، نمىتواند در قرآن وهنى ایجاد کند، و هیچیک از أحکام و قوانین و علومى که بعدا تا روز قیامت خواهد آمد، نیز نمىتواند در قرآن فتورى دهد.
و على کلا التّقدیرین مفاد آیه یکى است، و آن اینکه به هیچ وجه در بیانات قرآن تعارضى نیست، و در خبرهایش دروغ نیست، و در معارف و أحکام و شرایعش بطلان راه ندارد، و نسخ و تحریف و تغییر در او پیدا نمىشود، و با او چیزى معارضه نمىکند، چه نسبت به وقایع حادثه از حال تا روز قیامت، و چه از وقایع گذشته تا زمان خلقت عالم.
و بالجمله آیه دلالت دارد بر عدم إمکان نسخ در احکام آن به طور اطلاق و عموم. و بنا بر این آنچه را خدا و رسول خدا تشریع کردهاند، و یا حکم فرمودهاند، بر همه امّت واجب است از آن پیروى کنند، چه أفراد عادى از امّت و چه خصوص اولوا الأمر. این مقدّمهاى بود براى مقصود که بدین کیفیّت بیان شد.
از این بیان به دست مىآید که آیه: ﴿أَطِيعُوا اللَهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾ براى اولوا الأمر اثبات حقّ متابعت و پیروى مىکند در غیر أحکام، و أمّا درباره أحکام کلیّه الهیّه اولوا الأمر و تمام رعیّت در حفظ أحکام خدا و رسول خدا، و در وجوب پیروى از آنها مساوى هستند.
و بر این اساس وجوب اطاعت از اولوالأمر فقط در أوامر و نواهى آنهاست، نسبت به مواردى که صلاح امّت اسلام را در آن ببینند، و لیکن در هر حال حکم اللَه باید در قضیّه و مورد محفوظ باشد.
