
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
116«و کسى که طبق آنچه که خدا فرو فرستاده است حکم نکند، پس آن جماعت البتّه فاسقانند».
اولو الأمر حقَّ تشریع أحکام کلّیّه را ندارند
و مثل آیه: ﴿وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً﴾ (آیه ٣٦، از سوره ٣٣: احزاب).
«و براى هیچ مرد مؤمن و هیچ زن مؤمنهاى چنین نیست که در زمانى که خدا و رسول خدا نسبت به چیزى حکم کنند، اختیار براى خود آنها در آن چیز باشد. و کسى که عصیان خدا و رسول او کند، حقّا به گمراهى آشکارى گمراه شده است».
و مثل آیه: ﴿وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ﴾ (آیه ٦٨، از سوره ٢٨: قصص).
«و پروردگار تو آنچه را که بخواهد مىآفریند، و اختیار مىکند، براى آنان اختیارى نیست».
و مراد از اختیار در این آیات، یا قضاء و یا تشریع است، و یا شامل هر دو قسمت از قضاء و تشریع مىشود، و در قرآن به طور تصریح وارد است که کتابى است نسخ ناشدنى، و احکام نازله در قرآن تا روز قیامت بر همان کیفیّتى که وارد شده است باقى هستند.
﴿وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ* لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ﴾ (آیه ٤١ و ٤٢، از سوره ٤١: فصّلت).
«و بدرستى که این قرآن هر آینه کتاب عزیزى است که باطل به آن راه پیدا نمىکند نه از مقابلش و نه از قفایش، فرستاده شده از جانب خداوند حکیم و حمید است».
ضمیر در «إنّه» به ذکر بر مىگردد که مراد قرآن است إنّ الّذین کفروا بالذّکر لمّا جائهم (صدر آیه ٤١). و عزیز به معناى منیع و استوار است که نمىگذارد چیزى در او اثر پیدا کند، و او پیوسته حافظ و پاسدار خود مىباشد.
و مراد از إیتان باطل، ورود باطل است در آن، بطورى که همه آن را و یا
بعضى از اجزاء آن را چه از معارف حقّه، و چه از أحکام و شرایع، و چه از اخلاقیّات، و چه از قصص و اخبار گذشتگان و آیندگان، و چه از أمثال و حکایات را خراب کند، و آنها را باطل و غیر قابل قبول و یا غیر قابل عمل نماید.
