
امام شناسی ج6
جلد ششم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش اول از موضوع غدیر»، «کیفیت حجة الوداع» و «اثبات بنای اسلام بر سال و ماه قمری» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • میزان و محور حقّ، علیّ علیه السلام است • بیان مبسوط جریان آخرین حجّ رسول خدا در تمهید واقعۀ غدیر خمّ • بحث مفصّل تفسیری، روائی، فقهی و تاریخی دربارۀ بناء اسلام بر سال و ماه قمری • دست استعمار در احیای آداب و رسوم ملّی و تغییر تاریخ مسلمین، و اماتۀ آداب و رسوم دینی • تقویم قمری از ضروریّات اسلام است و ضمیمه نمودن تاریخ شمسی به آن نیز صحیح نمیباشد • تغییر تاریخ قمری به شمسی، موجب نسخ اسلام و برقراریِ متد غرب و غربگرائی است • یکی از أرکان مهمّ وحدت اسلامی، اتّحاد تاریخ است • فوائد سال قمری و ضررهای سال شمسی • گزارش مستند و تحلیل عملکرد مجلس شورای ملّيِ استعماري در تغيير تاريخ هجريّ قمري به شمسي
امام شناسی ج6
101«و حجّ و عمره را براى خدا تمام کنید، پس اگر محصور شدید (و بواسطه مرض و یا دشمن متمکّن نشدید که تمام کنید) آن مقدارى که از هدى و قربانى که مىتوانید بفرستید! و سرهاى خود را نتراشید مگر زمانى که هدى و قربانى به محلّ خود برسد (در عمره به مکّه برسد و در حجّ به منى برسد) و هر کدام از شما که در حال إحرام مریض شد، و یا در سر او آزارى پدید آمد (مانند شپش و غیره) که ناچار شد سر خود را بتراشد، جایز است سر خود را بتراشد و به جاى آن کفّاره، روزه و یا إطعام فقرا و یا قربانى بجاى آورد، و اگر شما در حال ایمنى بودید، پس کسى که در عمره خود تا زمان فرا رسیدن حجّ، تمتّع کند، بر او واجب است که بقدر میسور هدى در منى قربانى کند، و اگر کسى متمکّن از هدى و قربانى آن نشد، واجب است که سه روز در حجّ، و هفت روز پس از آنکه از حجّ مراجعت مىکنید، روزه بگیرد، این دو دفعه روزه مجموعا ده روزه کامل مىشود، این وظیفه حجّ تمتّع، و وجوب هدى وظیفه کسانى است که اهل بیت و اقوام آنها از نزدیکان و حاضران مسجد الحرام نباشند، و تقواى خدا را پیش گیرید و بدانید که خداوند شدید العقاب است».
در صدر این آیه وارد است که حجّ و عمره را براى خدا تمام کنید!
تمامیّت هر چیزى به چیزى است که چون به سایر أجزاء آن ضمیمه شود آن چیز تحقّق خود را پیدا مىکند، و آثار مطلوب بر آن مترتّب مىگردد، پس بنا بر این تمام کردن عبارت است از ضمیمه نمودن جزئى از اجزاء بعد از شروع کردن در چیزى که بواسطه ضمیمه نمودن آن جزء، آثار مطلوبه از آن چیز به دست آید.
و کمال چیزى عبارت است از حال و یا وصف و یا أمرى که چون آن چیز آن را پیدا کند، آثار مطلوبه از آن چیز بعد از تمامیّت آن به دست مىآید، آن آثارى که بدون کمال به دست نمىآید.
مثلا انضمام بعضى از أجزاء انسان به بعضى دیگر تمامیّت اوست، و لیکن عالمیّت و شجاعت کمال اوست. ضمّ بعضى از أجزاء ماشین برق، یا ماشین چاپ و غیره به بعضى از اجزاء دیگر تا بواسطه این ضمیمه ماشین قابلیّت برق دادن و چاپ
کردن را پیدا کند، و از نقصان بدر آید، تمامیّت آن است، و لیکن ترتّب اثر مطلوب بر آن، از برق دادن و چاپ کردن بعد از فرض تمامیّت، کمال آن است.
