اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عنوان بصری ج۳

38٬900
جلد ها

جلد سوم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» می‌باشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرموده‌اند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصه‌های این کتاب شریف بوده که در نوع خود بی‌نظیر می‌باشد. مجلد سوم از این مجموعه، در موضوع «حقیقت علم» و تبیینِ «ملاک علم حقیقی» و «موانع حصول علم و معرفت» به ساحت علم و فضیلت تقدیم می‌گردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • ضرورت حرکت بر طبق مبانی علمی و یقینی در تمامی مراحل سلوک • حرکت بر مبنای نورِ علم، اولین توصیه امام صادق علیه‌السلام به «عنوان بصری» • عدم امکان اشتباه و ندامت در صورت وجود نورِ علم • حقیقت علم حصولی و حضوری • حرمت فتوای بدون علم حضوری، در کلام امام صادق علیه‌السلام • حکایتی از نور باطنی مرحوم علامه طهرانی در شناخت محمدتقی شریعتی • حکایتی از علم حضوری مرحوم علامه طهرانی در شناخت ابوالحسن بنی‌صدر • کیفیت غلبۀ قوای وهمی بر مبانی علمی • عدم حجیّت خواب و مکاشفه در سلوک و استنباط احکام شرعی • عدم حجیّت خبر واحد در مبانی اعتقادی • هلاکت بشریت با علوم تجربی، بدون ربط با خداوند • راهکار عملی بزرگان در تعاملِ علمی با دیگران • عمر طولانی امام زمان علیه‌السلام بر اساس علم است نه اعجاز • تأثیر مراقبه در کیفیت نزول اسم علیم پروردگار

سرای جاوید

عنوان بصری ج۳

74
  • ...1

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] محلّ انبار رفته و کتاب‌های لازم را خریداری نمودم؛ صبحگاه، قریب چهار ساعت به ظهر مانده بود.
      مردی در آن انبار برای خرید کتاب آمده، و کمربند چرمی خود را روی زمین پهن کرده بود و مقداری از کتاب‌های ابتیاعی خود را بر روی کمربند چیده بود؛ از قبیل قرآن، و مفاتیح، و کلیله و دمنه، و بعضی از کتب قصص و رسائل عملیه. و مشغول بود تا بقیۀ کتاب‌های لازم را جمع کند، و بالأخره پس از اتمام کار، مجموع کتاب‌ها را که در حدود پنجاه عدد شد، در میان کمربند بست، و آماده برای خروج بود که ناگهان گفت: ”حبیبم الله! طبیبم الله! یارم، یارم، جونم، جونم!“ چون نگاه به چهره‌اش کردم، دیدم خیلی قرمز شده، و قطراتی از عرق بر پیشانی‌اش نشسته، و چنان غرق در وجد و سرور است که حد ندارد. گفتم: ”آقا‌جان! درویش جان! تنها‌تنها مخور، رسم ادب نیست!“
      شروع کرد یک دور، دور خود چرخ زدن؛ آن‌گاه با صدای بلند و سوزناک این ابیات از باباطاهر عریان را بسیار شیوا و دلنشین خواند:
      اگر دل دلبرِ دلبر کدام است؟ ** و گر دلبر دلِ دل را چه نام است؟
      دل و دلبر به‌هم آمیته وینُم ** ندونم دل که و دلبر کدام است؟
      * * *
      دلی دیرم خریدار محبت ** کز او گرم است بازار محبت
      لباسی بافتم بر قامت دل ** ز پود محنت و تار محبت
      * * *
      غم عشقت بیابون‌پرورم کرد ** هوای بخت بی‌بال‌وپرم کرد
      به مو گفتی صبوری کن صبوری ** صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
      * * *
      به صحرا بنگرم صحرا ته وینم ** به دریا بنگرم دریا ته وینم
      به هرجا بنگرم کوه و در و دشت ** نشان از قامت رعناته وینم
      گفتم: ”احسنت! آفرین! منِ حقیرِ فقیر، وامانده هستم. انتظار دعای شما را دارم!“ شروع کرد به خواندن این ابیات:
      مو از ﴿قَالُواْ بَلَىٰ﴾ تشویق دیرم ** گنه از برگ و بارون بیش دیرم
      اگر ﴿لَا تَقۡنَطُواْ﴾ دستم نگیره ** مو از یا ویلتا اندیش دیرم 
      [ادامه در صفحه بعد]
/ 620