اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج۳

0
جلد ها

جلد سوم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» می‌باشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرموده‌اند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصه‌های این کتاب شریف بوده که در نوع خود بی‌نظیر می‌باشد. مجلد سوم از این مجموعه، در موضوع «حقیقت علم» و تبیینِ «ملاک علم حقیقی» و «موانع حصول علم و معرفت» به ساحت علم و فضیلت تقدیم می‌گردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • ضرورت حرکت بر طبق مبانی علمی و یقینی در تمامی مراحل سلوک • حرکت بر مبنای نورِ علم، اولین توصیه امام صادق علیه‌السلام به «عنوان بصری» • عدم امکان اشتباه و ندامت در صورت وجود نورِ علم • حقیقت علم حصولی و حضوری • حرمت فتوای بدون علم حضوری، در کلام امام صادق علیه‌السلام • حکایتی از نور باطنی مرحوم علامه طهرانی در شناخت محمدتقی شریعتی • حکایتی از علم حضوری مرحوم علامه طهرانی در شناخت ابوالحسن بنی‌صدر • کیفیت غلبۀ قوای وهمی بر مبانی علمی • عدم حجیّت خواب و مکاشفه در سلوک و استنباط احکام شرعی • عدم حجیّت خبر واحد در مبانی اعتقادی • هلاکت بشریت با علوم تجربی، بدون ربط با خداوند • راهکار عملی بزرگان در تعاملِ علمی با دیگران • عمر طولانی امام زمان علیه‌السلام بر اساس علم است نه اعجاز • تأثیر مراقبه در کیفیت نزول اسم علیم پروردگار

عنوان بصری ج۳

75
  • ...1

    1.  [ ادامه تعلیقه صفحه قبل] 
      * * *
      بوره سوته‌دلان تا ما بنالیم ** ز دست یار بی‌پروا بنالیم
      بشیم با بلبل شیدا به گلشن ** اگر بلبل نناله ما بنالیم‌
      ‌* * *
      بوره سوته‌دلان گردهم آییم ** سخن واهم کریم غم و انماییم
      ترازو آوریم غم‌ها بسنجیم ** هر آن غمگین‌تریم سنگین‌تر آییم
      گفت: ”الحمدلله راهت خوب است سید! سر‌به‌سر ما مگذار! منِ بیچاره وامانده‌ام، تو هم باری روی کول ما می‌گذاری؟!“ آن‌گاه گفت:
      یک روز من در همین انبار آمدم کتاب بخرم، علامۀ دهخدا هم آمده بود. قدری با هم صحبت کردیم، من به او گفتم: انصافاً شما زحمت کشیده‌اید! حقیقتاً رنج برده‌اید، ولی تصور مکنید مطلب با اینها تمام می‌شود. حیف، اگر عمر در راه‌های دیگر صرف می‌شد، چه بهره‌ها بود؟ چه خبرها بود؟ اینک بیاور ببینم تا چه داری؟! بیا تا ببینم در دستت چیست؟!
      ته که ناخوانده‌ای علم سماوات ** ته که نابرده‌ای ره در خرابات‌
      ته که سود و زیان خود ندونی ** به یارون کی رسی هیهات هیهات‌
      علامه تکانی خورد، آن‌گاه قدری در فکر فرو رفت و رنگش قدری تغییر کرد، و هیچ جوابی به من نداد.
      من شما را می‌شناسم؛ در مسجد قائم نماز می‌خوانید. به آن مسجد آمده‌ام، بازهم می‌آیم. من جای معیّنی ندارم. شب‌ها خواب ندارم؛ در طهران‌پارس، طهران‌نو، طرشت و این‌طرف‌و‌آن‌طرف می‌روم، به قهوه‌خانه‌ها می‌روم و سر‌می‌زنم. منزل سابق ما نزدیک دروازه‌شمیران بوده است، ولی از وقتی که مادرم فوت کرده است، کمتر به آن منزل می‌روم.
      گفتم: ”عنایات از جانب خداوند است، ولی آیا به‌حسب ظاهر برای این عنایاتی که به شما شده است سبب خاصی را در نظر داری؟!“
      گفت:
      بلی، من مادر پیری داشتم، مریض و ناتوان، و چندین سال زمین‌گیر بود. خودم خدمتش را می‌نمودم و حوائج او را برمی‌آوردم و غذا برایش می‌پختم و آب وضو برایش حاضر می‌کردم؛ و خلاصه به هرگونه در تحمل خواسته‌های او در حضورش بودم. و او بسیار تند و بداخلاق بود؛ بعضاً فحش می‌داد و من تحمل می‌کردم و بر روی او تبسم می‌کردم. و به‌همین‌جهت عیال اختیار نکردم، با‌آنکه از سنّ من چهل سال می‌گذشت؛ زیرا [ادامه در صفحه بعد]