
عنوان بصری ج۳
جلد سوم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» میباشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرمودهاند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصههای این کتاب شریف بوده که در نوع خود بینظیر میباشد. مجلد سوم از این مجموعه، در موضوع «حقیقت علم» و تبیینِ «ملاک علم حقیقی» و «موانع حصول علم و معرفت» به ساحت علم و فضیلت تقدیم میگردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • ضرورت حرکت بر طبق مبانی علمی و یقینی در تمامی مراحل سلوک • حرکت بر مبنای نورِ علم، اولین توصیه امام صادق علیهالسلام به «عنوان بصری» • عدم امکان اشتباه و ندامت در صورت وجود نورِ علم • حقیقت علم حصولی و حضوری • حرمت فتوای بدون علم حضوری، در کلام امام صادق علیهالسلام • حکایتی از نور باطنی مرحوم علامه طهرانی در شناخت محمدتقی شریعتی • حکایتی از علم حضوری مرحوم علامه طهرانی در شناخت ابوالحسن بنیصدر • کیفیت غلبۀ قوای وهمی بر مبانی علمی • عدم حجیّت خواب و مکاشفه در سلوک و استنباط احکام شرعی • عدم حجیّت خبر واحد در مبانی اعتقادی • هلاکت بشریت با علوم تجربی، بدون ربط با خداوند • راهکار عملی بزرگان در تعاملِ علمی با دیگران • عمر طولانی امام زمان علیهالسلام بر اساس علم است نه اعجاز • تأثیر مراقبه در کیفیت نزول اسم علیم پروردگار
عنوان بصری ج۳
28جذاب فریب داد و لذا این نور در سعادت انسان مهم است.
خطرات مهلکِ علوم ظاهری، بدون داشتن نور باطنی
اما کسیکه آن نور را ندارد زندگی او جهت نمییابد، و لذا بسیاری از اهل علوم متداول، در مسائل حساس و حیاتی زندگی خود دچار نوسانات، تزلزلها و انحرافاتی شدند و از مسیر حقی که سرنوشتساز است، کناره گرفتند. خدا نکند که این افراد بخواهند براساس منویّات و مشتهیّات نفسانی خود حرکتی را پیش بگیرند که در آنموقع از این ابزار علوم ظاهری برای توجیه مرام خود کمک میگیرند و ممکن است دنیایی را به فساد بکشانند؛ و لذا امام صادق علیه السّلام به «عنوان بصری» میفرماید:
«إنَّما هُوَ نورٌ یقعٌ فی قلبِ مَن یریدُ الله تعالی أن یهدِیه؛ خداوند نور علم را در قلب هرکسی که میخواهد او را هدایت کند قرار میدهد.»
بنده در تجربۀ شخصی خود افراد بسیاری را دیدهام که گرچه دارای معلوماتی بودند، ولی چون آن نور را بهکفایت نداشتند، نتوانستند از زندگی علمی خود استفادۀ کافی و شافی را ببرند. افرادی که بهواسطۀ مشاهدۀ مسائلی در دام بعضی از جریانات میافتند آن نور را ندارند و نمیتوانند خلاف را تشخیص دهند و گرفتار میشوند؛ لذا انسان یا باید نور داشته باشد یا حداقل با شخص خبیری در ارتباط باشد.
حکایتی از نور باطنی مرحوم علامۀ طهرانی در شناخت محمدتقی شریعتی
حدوداً هشتساله بودم که بعد از جریان پانزده خرداد سنۀ چهلودو بهاتفاق مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ به مشهد مشرّف شدیم. ایشان در آنموقع هنوز کموبیش با بعضی از جریانات و افراد وابسته به وقایع سنۀ چهلودو ـ منجمله مرحوم آقای مطهری ـ ارتباط داشتند و در بعضی جلسات شرکت و مسائل را تعقیب میکردند. اغلب آن جلسات بعد از ساعت یازده شب برگزار میشد و بنده نیز گاهی در حیاط آنها به بازی مشغول بودم و گاهی هم در خود آن مجالس حضور داشتم، و لذا در همان موقع نسبت به برخی مسائلی که باید بعد از انقلاب انجام شود، اطلاع پیدا میکردم.
در این سفر مرحوم آیةالله مطهری از ایشان تقاضا کردند که در مجلسی که در منزل حجةالاسلام واعظزادۀ خراسانی منعقد میشود، شرکت کنند. در آن مجلس جناب آقای واعظزاده، مرحوم آقای مطهری، مرحوم والد آقای طاهر احمدزاده که
