
عنوان بصری ج۳
جلد سوم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» میباشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرمودهاند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصههای این کتاب شریف بوده که در نوع خود بینظیر میباشد. مجلد سوم از این مجموعه، در موضوع «حقیقت علم» و تبیینِ «ملاک علم حقیقی» و «موانع حصول علم و معرفت» به ساحت علم و فضیلت تقدیم میگردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • ضرورت حرکت بر طبق مبانی علمی و یقینی در تمامی مراحل سلوک • حرکت بر مبنای نورِ علم، اولین توصیه امام صادق علیهالسلام به «عنوان بصری» • عدم امکان اشتباه و ندامت در صورت وجود نورِ علم • حقیقت علم حصولی و حضوری • حرمت فتوای بدون علم حضوری، در کلام امام صادق علیهالسلام • حکایتی از نور باطنی مرحوم علامه طهرانی در شناخت محمدتقی شریعتی • حکایتی از علم حضوری مرحوم علامه طهرانی در شناخت ابوالحسن بنیصدر • کیفیت غلبۀ قوای وهمی بر مبانی علمی • عدم حجیّت خواب و مکاشفه در سلوک و استنباط احکام شرعی • عدم حجیّت خبر واحد در مبانی اعتقادی • هلاکت بشریت با علوم تجربی، بدون ربط با خداوند • راهکار عملی بزرگان در تعاملِ علمی با دیگران • عمر طولانی امام زمان علیهالسلام بر اساس علم است نه اعجاز • تأثیر مراقبه در کیفیت نزول اسم علیم پروردگار
عنوان بصری ج۳
50...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] آن فرد مخلص قلیان را برمیداشت و میبرد. و لذا دأب مرحوم سیّد این بود که هر روز قریب نیمساعت زودتر از موعد نماز مغرب به مسجد کوفه میآمد تا بهواسطۀ این لطف و ارادت خادم تأخیری در نماز جماعت پیدا نشود. روزی برحسب اتفاق مرحوم سیّد نتوانست بهموقع در مسجد کوفه حضور یابد و هنگامی وارد مسجد شد که وقت نماز مغرب رسیده بود و طبعاً دیگر فرصت کشیدن قلیان و اختلاط با خادم از دست رفته بود، و مرحوم سیّد میبایست به اقامۀ نماز بپردازد. خادم مسجد که از این تأخیر ملول و دلشکسته شده بود، با توجه به حلول وقت نماز و انتظار جمعیّت، از آوردن قلیان صرف نظر نمود و حتی بهجهت حال سیّد از برخورد و سلام به ایشان اجتناب نمود.
مرحوم سیّد که دید از آن خادم خبری نشد، خود به دنبال او فرستاد و از او پرسید: «چرا برای ما قلیان نیاوردی؟» خادم عرض کرد: «آخر شما تأخیر کردید و فرصت قلیان کشیدن از دست رفت و من شرم کردم که در چنین حالتی بیاورم.» مرحوم سیّد فرمود: «برو و قلیان را بیاور؛ تا من قلیان نکشم نماز نمیخوانم.»
خادم که تصوّر چنین مطلبی را از مرحوم سیّد نداشت، با شعفی خاص، سرازپانشناخته به اطاق خود رفت و قلیانِ آماده را برای مرحوم سیّد آورد و کنار ایشان قرار داد.
مرحوم سیّد او را دعوت به جلوس فرمود و طبق معمول همراه با مطایبه و مزاح، با تأنّی و آرامشِ تام به کشیدن قلیان پرداخت؛ گویی انگارنهانگار تأخیری روی داده است و جمعیتی اینچنین در انتظار اقامۀ جماعت میباشند. و پس از اتمام تدخین با سرور و شعف و انبساط خاطر خادمِ مخلص، برخاست و به اداء نماز مغرب پرداخت.
البته آن افراد نیز از روی خلوص و معنویت ـ نه بهجهت تشویق و تهدید ـ برای اقامۀ نماز میآمدند و همه ایشان را قبول داشتند؛ لذا دیگر کسی نسبت به فوت فضیلت نماز اول وقت، به این مرد بزرگ اعتراضی نکرد.
مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ سپس اضافه فرمودند:
این روش و کردار مرحوم سیّد فقط از عهده و شخصیّت فردی برمیآید که به روح تکالیف و حقیقت احکام و ملاکات وظائف شرع احاطه پیدا نموده است.
این قضیه، فهم مرحوم سید محمدمهدی بحرالعلوم را از دین میرساند. با وجود معطل ماندن چهار هزار نفر، اوست که میداند رعایت فضیلت نماز اول وقت، به دلشکستنِ خادم مخلص و مؤمنی که از روی صفا کاری را انجام داده، نمیارزد. باری، ایشان نماز را با تأخیر خواند، ولی خدا میداند که آن نماز با نمازهای دیگر چقدر تفاوت دارد!
شکی نیست که اداء نماز در اول وقت دارای فضیلتی است که جز در بعضی از موارد مستثنی نمیتوان [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] آن فرد مخلص قلیان را برمیداشت و میبرد. و لذا دأب مرحوم سیّد این بود که هر روز قریب نیمساعت زودتر از موعد نماز مغرب به مسجد کوفه میآمد تا بهواسطۀ این لطف و ارادت خادم تأخیری در نماز جماعت پیدا نشود. روزی برحسب اتفاق مرحوم سیّد نتوانست بهموقع در مسجد کوفه حضور یابد و هنگامی وارد مسجد شد که وقت نماز مغرب رسیده بود و طبعاً دیگر فرصت کشیدن قلیان و اختلاط با خادم از دست رفته بود، و مرحوم سیّد میبایست به اقامۀ نماز بپردازد. خادم مسجد که از این تأخیر ملول و دلشکسته شده بود، با توجه به حلول وقت نماز و انتظار جمعیّت، از آوردن قلیان صرف نظر نمود و حتی بهجهت حال سیّد از برخورد و سلام به ایشان اجتناب نمود.
