اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج۳

0
جلد ها

جلد سوم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» می‌باشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرموده‌اند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصه‌های این کتاب شریف بوده که در نوع خود بی‌نظیر می‌باشد. مجلد سوم از این مجموعه، در موضوع «حقیقت علم» و تبیینِ «ملاک علم حقیقی» و «موانع حصول علم و معرفت» به ساحت علم و فضیلت تقدیم می‌گردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • ضرورت حرکت بر طبق مبانی علمی و یقینی در تمامی مراحل سلوک • حرکت بر مبنای نورِ علم، اولین توصیه امام صادق علیه‌السلام به «عنوان بصری» • عدم امکان اشتباه و ندامت در صورت وجود نورِ علم • حقیقت علم حصولی و حضوری • حرمت فتوای بدون علم حضوری، در کلام امام صادق علیه‌السلام • حکایتی از نور باطنی مرحوم علامه طهرانی در شناخت محمدتقی شریعتی • حکایتی از علم حضوری مرحوم علامه طهرانی در شناخت ابوالحسن بنی‌صدر • کیفیت غلبۀ قوای وهمی بر مبانی علمی • عدم حجیّت خواب و مکاشفه در سلوک و استنباط احکام شرعی • عدم حجیّت خبر واحد در مبانی اعتقادی • هلاکت بشریت با علوم تجربی، بدون ربط با خداوند • راهکار عملی بزرگان در تعاملِ علمی با دیگران • عمر طولانی امام زمان علیه‌السلام بر اساس علم است نه اعجاز • تأثیر مراقبه در کیفیت نزول اسم علیم پروردگار

عنوان بصری ج۳

163
  • بود؛ ناگهان شاگردان ایشان برای به‌دست آوردن عکس‌ها شروع به دعوا کردند! آن شخص عکس‌ها را به اتاق دیگری برد و همۀ آنها نیز به آن اتاق رفتند. دراین‌حال مرحوم قاضی با ‌خنده فرمودند: «مرا که اینجا نشسته‌ام رها کرده‌اند و به‌دنبال عکس من می‌روند!»

  • بازماندن از حقیقت ولیّ الهی به‌واسطۀ توقف در تصویر او

  • این کلام مرحوم قاضی بسیار دقیق است و از توقف سالک در صورت استاد و بازماندن از حقیقت او حکایت دارد.

  • حکایت طلب استغفار ابابکر و عمر از مالک‌بن‌نویره در حضور رسول خدا

  • این قضیه ـ بلاتشبیه ـ مانند داستان بشارت رسول خدا به مالک‌بن‌نویره، و طلب استغفار از مالک در حضور آن حضرت است؛ بَراء‌بن‌عازب نقل می‌کند که:

  • روزی در محضر رسول خدا نشسته بودیم و بعضی از اصحاب نیز حضور داشتند؛ رؤسای بنی‌تمیم که یکی از آنان مالک‌بن‌نویره بود خدمت رسول خدا مشرّف شدند و مالک گفت: «یا رسولَ الله، عَلِّمنِی الإیمانَ؛ ای رسول خدا، مرا بیاموز که ایمان چیست.»

  • حضرت در پاسخ او گفتند: «تَشهَدُ أن لا إلهَ إلّا اللهُ، وَحدَهُ لا شریکَ لَه، و أنّی رسولُ اللهِ، و تُصَلّی الخَمسَ، و تَصومُ رَمضانَ، و تُؤَدّی الزّکاةَ، و تَحُجُّ البَیتَ، و تُوالی وَصیّی هذا مِن بَعدی (و أشارَ إلیٰ علیٍّ بیَدِهِ) و لا تَسفِکُ دَمًا، و لا تَسرِقُ، و لا تَخونُ، و لا تأکُلُ مالَ الیَتیمِ، و لا تَشرَبُ الخَمرَ، و توفِّی بِشَرائِعی، و تُحَلِّلُ حَلالی و تُحَرِّمُ حَرامی، و تُعطی الحقَّ مِن نَفسِکَ للضّعیفِ و القَویِّ و الکبیرِ و الضّعیف؛ ایمان آن است که شهادت به لا اله الاّ الله و رسالت من از جانب خدا بدهی، و نمازهای پنج‌گانه را ادا کنی، و روزۀ ماه رمضان به‌جای آری، و زکات بدهی، و حجّ خانۀ خدا به‌جا آوری، و وصی مرا نیز دوست بداری (و به علیّ‌بن‌ابی‌طالب علیه السّلام اشاره کردند) و خون ناحق نریزی، و دزدی نکنی، و خیانت ننمایی، و مال یتیم را نخوری، و مسکر نیاشامی، و به دستورات و قوانین من ایمان بیاوری، و حلال مرا حلال و حرام مرا حرام بدانی، و حقوقی را که ضعیف و قوی و کبیر و صغیر بر تو دارند ادا کنی.» و یکایک از دستورات را حضرت برای او شمردند.