اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج۲

0
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» می‌باشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرموده‌اند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصه‌های این کتاب شریف بوده که در نوع خود بی‌نظیر می‌باشد. مجلد دوم از این مجموعه، در موضوع «حقیقت وِرد و ذکر» و تبیینِ «ملاک ذکر حقیقی» و «رابطه ذکر با توحید» به ساحت علم و فضیلت تقدیم می‌گردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • نیازمندی روح به ذکرْ همانندِ احتیاج جسم به تغذیه • قلب مؤمن تنها جایگاه تجلیّات ذاتیّ خداوند • تأثیر ذکر در جلای قلب و قطع تعلّق از دنیا • ذکر یعنی توجّه به جنبۀ ربطی موجودات • اختراعات اخیره، برای اهل عرفان است! • افتخار مولانا و حافظ به خاکساری ائمه علیهم‌السلام • ضرورت ذکر در عین اشتغال به امور دنیوی • لزوم فراهم‌سازی شرایط کمالی انسان، در حکومت اسلام، جهت ایجاد آرامش فکری • انتساب قوای الهی به خود، بزرگترین خطر سالک • احساس بی‌نیازی معنوی، بزرگترین مرض روحی • کاریزما، بزرگترین آفت در سیر و سلوک • تأثیر بیداری بین‌الطلوعین در قوای فکری انسان • ضرورت ذکر در انکشاف حقایق توحیدی • دیدگاه توحیدی و پدرانۀ رسول‌خدا نسبت به کفّار • لزوم توجه به اسمای حُسنای الهی در هنگام ذکر • به کار‌گیری اسماء و صفات الهی در زندگی روزمره • ضرورت استمرار اذکار و تمرینِ پیاده‌سازی آن در زندگی

عنوان بصری ج۲

160
  • طلحه، زبیر و ابوایوب انصاری) بیشتر باقی نمانده‌اند، و استخوان گونۀ حضرت ضربه خورده و حلقه‌های کلا‌ه‌خود در آن فرو رفته است،1 در چنین وضعی2 که درد تمام وجود پیغمبر را فراگرفته و خون از سروصورت مبارکش سرازیر شده است، جبرائیل سرِ بزنگاه می‌آید و می‌گوید: خدا چنین قدرتی به تو داده است و من در اختیارت هستم، در آن‌وقت حضرت عرضه می‌دارد:

  • الل‍همّ إهدِ قَومی فإنّهُم لا یَعلَمون؛3 «بارپروردگار من! قوم مرا هدایت کن، زیرا اینها جاهل هستند؛ اگر قضایا برای اینها روشن شود و به خود بیایند، چنین کاری را انجام نمی‌دهند.»

  • گرچه اگر نفرین می‌فرمود همه از بین می‌رفتند، ولی دراین‌صورت در همان مرتبۀ وجودی باقی می‌ماند. آن شرافتی که حضرت بر سایر انبیاء دارد، بدین جهت است که زبان بست و این قدرت را اِعمال نکرد و فرمود: وقتی خدا خودش تمام 

    1. إعلام الوری، ص ٨٣.
    2. نه در زمانی ‌که هنوز هیچ خبری نیست؛ ما فقط در همان اول می‌گوییم: رضا به رضای خدا داریم و تسلیم هستیم، اما همین‌که یک تیر می‌آید و بدن را سوراخ می‌کند، می‌فهمیم که گویا قضیه شوخی نیست و ما در خیال خود فکر می‌کردیم که جبرائیل و ملائکه ما را نگه می‌دارند.
    3. إعلام الوری، ص ٨٣؛ عیون الأثر، ج ٢، ص ٣٩٨. سفینة ‌البحار، ج ‌٢، ص ٦٨١:
      «قالَ القاضی عیاض فی الشِّفاءِ: و رُوِیَ‌ انّه لمّا کُسِرَت رباعیّتُه و شُجَّ وجهُهُ یومَ أحُدٍ، شَقَّ ذلکَ علیٰ أصحابِهِ شدیدًا و قالوا: ”لو دَعَوتَ علیهم!“ فقالَ: ”إنّی‌ لم‌ أُبعَث‌ لَعّانًا، و لکنّی بُعِثتُ داعیًا و رحمةً؛ اللهمَّ إهدِ قَومی فإنّهم لا یعلمون!»
      ترجمه: «روایت شده هنگامی که دندان‌های رباعی رسول خدا و استخوان‌ گونۀ آن حضرت در روز احد شکست، این مطلب برای اصحاب بسیار گران آمد و عرضه داشتند: ”ای کاش آنان را نفرین می‌کردی!“ پیامبر اکرم فرمودند: ”من لعّان و نفرین‌کننده مبعوث نشده‌ام؛ بلکه مبعوث شده‌ام تا مردم را به‌سوی خدا بخوانم و مایۀ رحمت باشم. بارپروردگار من! قوم مرا هدایت کن، زیرا این کردار آنها ناشی از جهل است.“» (محقق)