
عنوان بصری ج۲
جلد دوم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» میباشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرمودهاند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصههای این کتاب شریف بوده که در نوع خود بینظیر میباشد. مجلد دوم از این مجموعه، در موضوع «حقیقت وِرد و ذکر» و تبیینِ «ملاک ذکر حقیقی» و «رابطه ذکر با توحید» به ساحت علم و فضیلت تقدیم میگردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • نیازمندی روح به ذکرْ همانندِ احتیاج جسم به تغذیه • قلب مؤمن تنها جایگاه تجلیّات ذاتیّ خداوند • تأثیر ذکر در جلای قلب و قطع تعلّق از دنیا • ذکر یعنی توجّه به جنبۀ ربطی موجودات • اختراعات اخیره، برای اهل عرفان است! • افتخار مولانا و حافظ به خاکساری ائمه علیهمالسلام • ضرورت ذکر در عین اشتغال به امور دنیوی • لزوم فراهمسازی شرایط کمالی انسان، در حکومت اسلام، جهت ایجاد آرامش فکری • انتساب قوای الهی به خود، بزرگترین خطر سالک • احساس بینیازی معنوی، بزرگترین مرض روحی • کاریزما، بزرگترین آفت در سیر و سلوک • تأثیر بیداری بینالطلوعین در قوای فکری انسان • ضرورت ذکر در انکشاف حقایق توحیدی • دیدگاه توحیدی و پدرانۀ رسولخدا نسبت به کفّار • لزوم توجه به اسمای حُسنای الهی در هنگام ذکر • به کارگیری اسماء و صفات الهی در زندگی روزمره • ضرورت استمرار اذکار و تمرینِ پیادهسازی آن در زندگی
عنوان بصری ج۲
158صفین1 هم خورشیدی را دیدند که از دیدشان پنهان شده بود، در عالم ظاهر بالاترین معجزه است و از شهادت درخت2 و سوسمار3 و سنگریزه4 نیز بالاتر است؛ کسی که بتواند چنین کاری کند بر انجام هر کار دیگری هم قدرت دارد؛ تمام اینها بهجای خود محفوظ است، اما اگر همین پیغمبر از روی دلسوزی حرفی را کم یا اضافه کند، آنوقت قضیه فرق میکند و یکدفعه همه چیز برمیگردد. پیغمبر در جریان ولایت امیرالمؤمنین، نگران وضع مردم بود و مسامحه میکرد، آیه نازل شد: ﴿وَإِن لَّمۡ تَفۡعَلۡ فَمَا بَلَّغۡتَ رِسَالَتَهُۥ﴾؛5 «اگر انجام ندهی، اصلاً کاری برای ما نکردهای!»
این همان رسول خدایی است که در جنگهای بسیاری شرکت کرده، در جنگ اُحد تیر خورده و پیشانیاش شکسته، سختیها و ظلم و ستمهای فراوانی را متحمل شده، با مشقت و بدبختیِ در غار رفتن و در شب راه را طیکردن و روز مخفیشدن، از مکه به مدینه هجرت نموده است.
باری، پیغمبری که شقّالقمر میکند، جرئت ندارد که حتی حرفی را برطبقِ میل خود بیان کند؛ چراکه این شقّالقمر از او نبوده است. خدا میگوید: حالا که تو شقّالقمر نکردهای پس باید در هجرت به مدینه برطبقِ قوانین من حرکت کنی: شب راه بروی و روز به غار پناه ببری! اگر در روز حرکت کنی کسی را میفرستم تا تو را بگیرد و گردنت را هم بزند! خودت میدانی! قانون من این است:
به آهو میکنی غوغا که بگریز *** به تازی هِی زنی اندر دویدن6 - وقعة صفین، ص ١٣٥؛ علل الشرایع، ج ٢، ص ٣٥٢.
- نهج البلاغة (عبده) ج ٢، ص ١٥٨؛ مناقب آل ابیطالب، ج ١، ص ١٢٩.
- الخرائج و الجرائح، ج ١، ص ٣٨.
- الأمالی (طوسی) ص ٢٨٣.
- سوره مائده (٥) آیه ٦٧.
- دیوان اشعار ناصر خسرو.
