
عنوان بصری ج۲
جلد دوم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» میباشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرمودهاند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصههای این کتاب شریف بوده که در نوع خود بینظیر میباشد. مجلد دوم از این مجموعه، در موضوع «حقیقت وِرد و ذکر» و تبیینِ «ملاک ذکر حقیقی» و «رابطه ذکر با توحید» به ساحت علم و فضیلت تقدیم میگردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • نیازمندی روح به ذکرْ همانندِ احتیاج جسم به تغذیه • قلب مؤمن تنها جایگاه تجلیّات ذاتیّ خداوند • تأثیر ذکر در جلای قلب و قطع تعلّق از دنیا • ذکر یعنی توجّه به جنبۀ ربطی موجودات • اختراعات اخیره، برای اهل عرفان است! • افتخار مولانا و حافظ به خاکساری ائمه علیهمالسلام • ضرورت ذکر در عین اشتغال به امور دنیوی • لزوم فراهمسازی شرایط کمالی انسان، در حکومت اسلام، جهت ایجاد آرامش فکری • انتساب قوای الهی به خود، بزرگترین خطر سالک • احساس بینیازی معنوی، بزرگترین مرض روحی • کاریزما، بزرگترین آفت در سیر و سلوک • تأثیر بیداری بینالطلوعین در قوای فکری انسان • ضرورت ذکر در انکشاف حقایق توحیدی • دیدگاه توحیدی و پدرانۀ رسولخدا نسبت به کفّار • لزوم توجه به اسمای حُسنای الهی در هنگام ذکر • به کارگیری اسماء و صفات الهی در زندگی روزمره • ضرورت استمرار اذکار و تمرینِ پیادهسازی آن در زندگی
عنوان بصری ج۲
140یکی از دوستان ما که سابقاً خلبان هواپیماهای هفتصدوچهلوهفتِ پانصدنفره بود، میگفت:
روزی به اتفاق عدهای از خلبانهای پاکستانی به کراچی رفتیم؛ خلبان، پاکستانی و هواپیمای ما هم هفتصدوچهلوهفتِ پانصدنفره بود. خلبان در هنگام فرود بهنحوی هواپیما را نشاند که انگار هواپیما را از فاصلۀ دویستمتری به زمین پرت کردند و تمام لاستیکها ترکید.
یکی از خلبانهایی که آنجا بود به من گفت: «فلانی، من اگر هم بخواهم، نمیتوانم هواپیما را اینطور فرود بیاورم؛ و اصلاً قدرت چنین کاری را ندارم!»
این فرد بهنحوی برطبقِ نظام و اصول خلبانی پیش آمده و کار کرده که برای او ملکه شده است و دیگر اصلاً نمیتواند غیر از این اسلوب هواپیما را بنشاند. اهل ذکر هم که در این موقعیت قرار گرفتهاند، بخواهند یا نخواهند اصلاً نمیتوانند غیرخدا را ببینند.
شخصی که همۀ اموال را مال خدا میبیند، مصونیت قانونی پیدا میکند و اصلاً ممکن نیست در مغز و مخیّلهاش ضرر و زیان راه پیدا کند؛ لذا در این آیه میفرماید: ﴿رِجَالٞ لَّا تُلۡهِيهِمۡ تِجَٰرَةٞ وَلَا بَيۡعٌ عَن ذِكۡرِ ٱللَهِ﴾؛ «فکر آنها به این صورت درآمده است که حتی اگر هم بخواهند، دیگر تجارت و بیع آنها را به لهو نمیکشاند.»
بنده سالها با مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ راجعبه مسئلهای توحیدی بحث داشتم. جالب اینکه گاهگاهی خود ایشان بدون مقدمه راجعبه این قضیه که چهار ماه پیش با هم صحبت کردیم و هیچوقت به توافق نرسیدیم، شروع به صحبت میکردند.1 سه ماه قبل از فوتشان در تعطیلات ایام بهار که به مشهد مشرّف شده بودم، ایشان را داخل اتاقشان زیارت کردم. زیر کرسی نشسته بودیم و شاید میدانستند که دیگر ما ایشان را تا آن روز آخر نمیبینیم؛ لذا یکدفعه فرمودند:
- .ایشان بسیار عجیب بود! رضوان الله علیه! و در مرتبهای قرار داشت که واقعاً عقول ما نسبت به آن قد نمیدهد.
