
عنوان بصری ج۲
جلد دوم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» میباشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرمودهاند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصههای این کتاب شریف بوده که در نوع خود بینظیر میباشد. مجلد دوم از این مجموعه، در موضوع «حقیقت وِرد و ذکر» و تبیینِ «ملاک ذکر حقیقی» و «رابطه ذکر با توحید» به ساحت علم و فضیلت تقدیم میگردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • نیازمندی روح به ذکرْ همانندِ احتیاج جسم به تغذیه • قلب مؤمن تنها جایگاه تجلیّات ذاتیّ خداوند • تأثیر ذکر در جلای قلب و قطع تعلّق از دنیا • ذکر یعنی توجّه به جنبۀ ربطی موجودات • اختراعات اخیره، برای اهل عرفان است! • افتخار مولانا و حافظ به خاکساری ائمه علیهمالسلام • ضرورت ذکر در عین اشتغال به امور دنیوی • لزوم فراهمسازی شرایط کمالی انسان، در حکومت اسلام، جهت ایجاد آرامش فکری • انتساب قوای الهی به خود، بزرگترین خطر سالک • احساس بینیازی معنوی، بزرگترین مرض روحی • کاریزما، بزرگترین آفت در سیر و سلوک • تأثیر بیداری بینالطلوعین در قوای فکری انسان • ضرورت ذکر در انکشاف حقایق توحیدی • دیدگاه توحیدی و پدرانۀ رسولخدا نسبت به کفّار • لزوم توجه به اسمای حُسنای الهی در هنگام ذکر • به کارگیری اسماء و صفات الهی در زندگی روزمره • ضرورت استمرار اذکار و تمرینِ پیادهسازی آن در زندگی
عنوان بصری ج۲
115میکشند و میگویند فلان رقیب در پانزده سال پیش فلان حرف را زده و فلان کار را انجام داده است؛ درحالیکه اگر بهجای پانزده سال یک ماه از قضیهای بگذرد، دیگر انسان نمیتواند نسبت به فردی اینطور قضاوت کند؛ آنهم عیبی که اصلاً کسی از آن اطلاعی نداشته است.
اگر با این کار هم نتوانستند به جایی برسند، شروع به تهمت زدن میکنند؛ از لابهلای صحبتهای شخص، اشکالی درمیآورند وآن را بزرگ میکنند و مطلبی را که مراد او نبوده و در نیّت نداشته به مردم ارائه میدهند.
تمام این تلاشها برای این است که فردی رئیسجمهور و سلطان شود و نفس خود را از این موقعیت اشباع کند، درحالیکه به هیچچیزی نرسیده است.
این نظر به حکومت و سلطنت، نظر استقلالی است؛ شخص خیال میکند تمام مطلب همین مسند و ریاست است و در ماورای حکومت، حقیقت و ارزش دیگری را نمیبیند تا بهواسطۀ آن در جریان مسائل انتخاباتی رفتارش را تعدیل کند.
نگاه استقلالی معاویه به حکومت دنیا
نظر ابوبکر، عمر و معاویه، همین نظر استقلالی بود. معاویه با امام حسن علیه السّلام صلح کرد، ولی ایکاش همانطور که لشکر شام را جمع کرد و به جنگ با امیرالمؤمنین آمد، به قصد غلبۀ بر امام مجتبی علیه السّلام مردانه به جنگ حضرت میآمد؛ اما نامردی به این میگویند که او با امام مجتبی علیه السّلام صلح کند و بعد صلحنامه را زیر پایش بگذارد و بگوید:
إنّی و اللهِ ما قاتَلتُکُم لِتُصَلُّوا و لا لِتَصوموا و لا لِتَحُجُّوا و لا لِتَزَکُّوا؛ إنّکُم لَتَفعَلونَ ذَلک. و لٰکِنّی قاتَلتُکُم لِأتَأَمَّرَ عَلَیکُم و قَد أعطانیَ اللهُ ذلکَ و أنتُم لَهُ کارِهُون.
ألا و إنّی کُنتُ مَنَّیتُ الحسنَ و أعطَیتُهُ أشیاءَ، و جَمیعُها تَحتَ قَدَمَیَّ لا أفی بِشَیءٍ مِنها لَهُ.1
- الإرشاد، ج ٢، ص ١٤.
