اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج۱

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» می‌باشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرموده‌اند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصه‌های این کتاب شریف بوده که در نوع خود بی‌نظیر می‌باشد. مجلد اول از این مجموعه در موضوع «ولایت و هدایت» و تبیینِ «حقیقت هدایت باطنی» و «کیفیت دستگیری اولیای‌الهی» و «چگونگی سیر سالک در صورت نبود استاد کامل» به ساحت علم و فضیلت تقدیم می‌گردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • اهمیّت حدیث عنوان بصری در سلوک راه خدا • هدایت و دستگیری امام، ملکوتی است و خارج از زمان و مکان • ولایت یعنی احاطۀ عِلّی و واقعی بر همۀ مقدّرات و نفوس • سالک باید خود را با قضا و قدر الهی تطبیق دهد • در هیچ زمانی راه رسیدن به خدا مسدود نیست • آیا هدایت پروردگار منوط به ارتباط ظاهری با امام است؟ • یکی‌بودن هدایت‌گریِ امام در ظهور و غیبت • بی‌فایده‌بودن قُرِب ظاهری با با ولیّ‌ خدا، در صورت عدم اتصال باطنی • شرط سلوکْ خلوص و تسلیم است، نه حضور امام و ولیّ • سالک باید مثل کسی باشد که شب امتحانش را می‌گذراند • گاهی صلاحِ سالک، در عدمِ وصول به ولیّ خداست • بعضی‌ها راه نرفته سالک‌اند! • شمّه‌ای از اسرار توحیدی و عرفانی در روز عاشورا

عنوان بصری ج۱

49
  • منزل ما آمدند و ما با ایشان از منزل بیرون آمدیم و در طول خیابان قدم می‌زدیم و ایشان با من صحبت می‌کردند. در این موقع طفل خردسال مرحوم حدّاد آمد و لباس عربی ایشان را گرفت و نمی‌گذاشت بروند و حرکت کنند، و هرچه ایشان او را طرد می‌کردند دوباره می‌آمد، تا اینکه دو سه بار این کار تکرار شد.

  • ایشان می‌فرمودند: «من خُلقم تنگ شد؛ رو کردم به مرحوم قاضی،‌ گفتم: آقا بگذارید من این... را به خانه ببرم.» البتّه یک تعبیری آوردند که من آن تعبیر را نمی‌آورم؛ اهانتی بود به این طفل خردسال.

  • ایشان گفتند: «تا من یک چنین حرفی از دهانم بیرون آمد، مرحوم قاضی ایستادند؛ و رگ‌های گردن ایشان متورّم شد و رو کردند به من و گفتند: ”سیّد هاشم! این چه حرفی بود زدی؟! چه گفتی؟! آیا خجالت نمی‌کشی به سیّد اولاد پیغمبر چنین حرفی را می‌زنی؟! جواب خدا را چه می‌دهی و فردا در پیشگاه او چه کار می‌توانی بکنی؟! چطور در روز قیامت می‌توانی جواب خدا را بدهی؟!“ و شروع کردند به ما پرخاش کردن!»1

  • ایشان می‌گفتند: ما چنان دست و پایمان را گم کردیم و گفتیم: آقا ببخشید! و عذرخواهی کردیم.

  • حضرت حدّاد: «هر سخنی در نفس اثر تکوینی ایجاد می‌کند که دیگر از بین نمی‌رود»

  • و بعد ایشان به آن شخص می‌فرمودند که: «شما باید بدانید هر حرفی را که می‌زنید، یک اثر تکوینی در نفس ایجاد می‌کند و دیگر نمی‌توانید آن را از بین ببرید!»

  • مرحوم آقای حدّاد به خود نمی‌بالد که: الآن استاد من حاج میرزا علی آقای قاضی است و اگر در روی کرۀ زمین بگردید مثل و مانند او را پیدا نمی‌کنید. البتّه واقعاً هم مثلش پیدا نمی‌شد و این مطلبی است درست؛ چراکه واقعاً مثل مرحوم 

    1. رجوع شود به مطلع انوار، ج ٢، ص ٤٨.