
عنوان بصری ج۱
جلد اول از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» میباشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرمودهاند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصههای این کتاب شریف بوده که در نوع خود بینظیر میباشد. مجلد اول از این مجموعه در موضوع «ولایت و هدایت» و تبیینِ «حقیقت هدایت باطنی» و «کیفیت دستگیری اولیایالهی» و «چگونگی سیر سالک در صورت نبود استاد کامل» به ساحت علم و فضیلت تقدیم میگردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • اهمیّت حدیث عنوان بصری در سلوک راه خدا • هدایت و دستگیری امام، ملکوتی است و خارج از زمان و مکان • ولایت یعنی احاطۀ عِلّی و واقعی بر همۀ مقدّرات و نفوس • سالک باید خود را با قضا و قدر الهی تطبیق دهد • در هیچ زمانی راه رسیدن به خدا مسدود نیست • آیا هدایت پروردگار منوط به ارتباط ظاهری با امام است؟ • یکیبودن هدایتگریِ امام در ظهور و غیبت • بیفایدهبودن قُرِب ظاهری با با ولیّ خدا، در صورت عدم اتصال باطنی • شرط سلوکْ خلوص و تسلیم است، نه حضور امام و ولیّ • سالک باید مثل کسی باشد که شب امتحانش را میگذراند • گاهی صلاحِ سالک، در عدمِ وصول به ولیّ خداست • بعضیها راه نرفته سالکاند! • شمّهای از اسرار توحیدی و عرفانی در روز عاشورا
عنوان بصری ج۱
56اگر دزدی با یک اسلحۀ اسباببازیِ غیر واقعی و بدلی وارد منزلتان شود، مواجه شدن با یک اسلحۀ اسباببازی و بدلی شما را به تعقّل دربارۀ تسلیم در برابر خواستهای او وا میدارد، و شما به او نمیگوئید: حال که به اینجا آمدی من هم با مشتِ گره کرده به سوی تو میآیم و با تو مقابله میکنم؛ بلکه با خود میگویید: شاید این اسلحه واقعی باشد.
پس یک اسلحۀ اسباببازی شما را به تعقّل وا میدارد؛ آنوقت چگونه در قبال دستگاه آفرینش و سعادت ابدی و آینده خود که هیچ شکّی در مورد آن نداریم، مسامحه و مجامله کنیم؟! آخر چه کسی را میخواهیم گول بزنیم و سرگرم کنیم؟! آیا خدا را میخواهیم فریب بدهیم یا اینکه خودمان را گول میزنیم؟!
اولیاء با گذشتن از مقام جمال و جلال، نظارهگر حضرت حقّند
البتّه مطالبی که در این جلسه عرض شد از ناحیۀ جلال و قهاریّت پروردگار بود و بحث از جنبه جمال إنشاءالله بعداً خواهد آمد؛ اگر ما به کلام أمیرالمؤمنین علیه السّلام و به عبارات و حالاتی که بزرگان دارند دقّت کنیم، آن دقائق و ظرائف اسرار وجود و آن لطائف و رقائق مشاهدات جمالیّه را مینگریم و با مقام سرِّ «لو دَنَوتُ أنمُلَةً لَاحتَرَقتُ»1 و آن مرتبهای که أمیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید: «بَل وجَدتُکَ أهلًا للعِبادةِ فَعَبدتُکَ»2 انس پیدا میکنیم. یعنی خدایا! من از مقام جلال و جمال تو دیگر گذشتم، از مقام تهدید و ارعاب و ترس از جهنّم و یا طمع به بهشت که در حکم آبنبات و وسائل اسباببازی بچهگانه است، گذشتم.
آری، أمیرالمؤمنین علیه السّلام از این حرفهای کودکانه گذشته است؛ او در مقامی است که فقط محبوب را میبیند و بس، و دیگر بخواهد یا نخواهد تمام وجودش در قبال معبود به سجده میافتد.
- المناقب، ج ١، ص ١٧٨؛ بحار الأنوار، ج ١٨، ص ٣٨٢.
- عوالی اللآلی، ج ٢، ص ١١؛ الألفین، ص ١٢٨.
