
اسرار ملکوت ج3
جلد سوم از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است که پیرامون موضوع «مشابهتِ مخالفینِ انسان کامل با مخالفینِ اهلبیتعلیهمالسلام» و «وظیفۀ سالک راه خدا هنگام نبود ولیّ خدا» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهمّ مطالب این مجلّد: • لزوم رجوع به عارف کامل برای جمیع افراد بشر • انانیّت و استکبار مانعِ اصلی در تبعیّت از عارف کامل • نگرشی تحلیلی بر مکتبِ ابوحنیفه • استکبار و عنادِ ابوحنیفه در مواجهه با مکتب اهلبیت علیهمالسلام • تفاوتهای بنیادین بین مرجعیت شیعه و اهلسنّت • مرجعیت حقیقی در شیعه یعنی آینۀ تمامنمای رسولخدا و ائمۀ معصومین • توجه به ظاهر افراد، علت گمراهی از مکتب اهلبیت • اشکالات وارد بر نهضتها و قیامهای علویان • اشکالات تفصیلی وارد بر قیام زیدبنعلیبنالحسین علیهماالسلام • تفاوتهای حکومت اولیای الهی با حکومتهای جائر • ضرورت اتصال باطنی به ملکوت، در شخصِ حاکم • اشکالات وارد بر اکتفاءکنندگان به تکالیف ظاهری • مصادیقی از ماتریالیسیم دینی و مادیگرائی مذهبی • وظیفۀ سالک راه خدا هنگام عدم دسترسی به عارفکامل • شرحی مفصلی از وظیفۀ سالک راه خدا، هنگام دسترسی به وصیّ ظاهر • شاخصهها و خصوصیات وصیّ ظاهر • لزوم احتیاط سالک راه خدا در برابر وصیّ ظاهر • اهمیت «رفیق طریق» در سیروسلوک • شرحی مختصر از فتنههای بعد از رحلت علامه طهرانی قدّسسرّه • اهمیت مسئله «تقلید» و لوازم آن • لزوم اهتمام شدید سالک به مطالعۀ کتب عرفای بالله • عشق به خدا باید همراه قدرت علمی و استقامت برهان باشد
اسرار ملکوت ج3
95در پاسخ زید گفتم: پدرت نگران آن بود که حقیقت مطلب را به تو بازگو نماید و تو نتوانی بپذیری و کافر گردی و او نتواند شفاعت تو را در روز قیامت بجای آورد و اراده و تقدیر الهی را دربارۀ تو تغییر دهد.
امام صادق علیه السّلام فرمودند: «راه او را از هر طرف بستی و مفرّی برایش باقی نگذاردی.»1
باز در این رابطه حکایتی از أبیالصّباح کنانی نقل شده است که ذکر آن خالی از لطف نیست. میگوید:
روزی سُدَیر نزد من آمد و گفت: زید بن علی از تو ابراز بیزاری نموده است. ابوالصّباح میگوید: پس از شنیدن این کلام، لباس خود را پوشیدم. (سدیر گوید: ابوالصباح فردی صریح اللهجه و منطیق بود.) و به خانۀ زید آمدم و بر او سلام کردم و به او گفتم: ای ابوالحسین،2 شنیدهام که گفتی: ائمّه پس از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم چهار نفر میباشند که سه نفر از آنان درگذشتند و نفر چهارم قائم خواهد بود. زید گفت: بلی، من این را گفتم. ابوالصّباح به زید گفت: آیا به یاد میآوری کلامی را که در مدینه زمان حیات امام باقر علیه السّلام به من گفتی و آن این بود: ”خدای متعال حکم نموده است در کتاب مبین خویش که: ﴿وَمَن قُتِلَ مَظۡلُومٗا فَقَدۡ جَعَلۡنَا لِوَلِيِّهِۦ سُلۡطَٰنٗا﴾؛3 «کسی که به ظلم کشته شود ما برای ولیّ دم او حقّ قصاص قرار دادهایم.» و ائمّه متولّیان خون مظلوم هستند و آنها باب مدینۀ علم پیامبر میباشند. و اینک ابوجعفر امام و ولیّ دم از میان ما است. و اگر حادثهای برای او پیش آمد، جانشین او از میان ما خواهد بود؟“
و در حالیکه خطبههای أمیرالمؤمنین علیه السّلام را برای او میخواندم، گفت: «آیا به یاد نمیآوری که به تو گفتم به اهل بیت رسول خدا چیزی را
- بحار الأنوار، ج ٤٦، ص ١٩٣؛ رجال الکشی، ص ١٨٦.
- کنیۀ زید بن علی، أبوالحسین بوده است.
- سوره الإسراء (١٧) قسمتی از آیه ٣٣.
