اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسرار ملکوت ج3

0
جلد ها

جلد سوم از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است که پیرامون موضوع «مشابهتِ مخالفینِ انسان کامل با مخالفینِ اهل‌بیت‌علیهم‌السلام» و «وظیفۀ سالک راه خدا هنگام نبود ولیّ خدا» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهمّ مطالب این مجلّد:  • لزوم رجوع به عارف کامل برای جمیع افراد بشر  • انانیّت و استکبار مانعِ اصلی در تبعیّت از عارف کامل  • نگرشی تحلیلی بر مکتبِ ابوحنیفه  • استکبار و عنادِ ابوحنیفه در مواجهه با مکتب اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام  • تفاوت‌های بنیادین بین مرجعیت شیعه و اهل‌سنّت  • مرجعیت حقیقی در شیعه یعنی آینۀ تمام‌نمای رسول‌خدا و ائمۀ معصومین  • توجه به ظاهر افراد، علت گمراهی از مکتب اهل‌بیت  • اشکالات وارد بر نهضتها و قیام‌های علویان  • اشکالات تفصیلی وارد بر قیام زیدبن‌علی‌بن‌الحسین علیهما‌السلام  • تفاوتهای حکومت اولیای الهی با حکومت‌های جائر  • ضرورت اتصال باطنی به ملکوت، در شخصِ حاکم  • اشکالات وارد بر اکتفاء‌کنندگان به تکالیف ظاهری  • مصادیقی از ماتریالیسیم دینی و مادی‌گرائی مذهبی  • وظیفۀ سالک راه خدا هنگام عدم دسترسی به عارف‌کامل  • شرحی مفصلی از وظیفۀ سالک راه خدا، هنگام دسترسی به وصیّ ظاهر  • شاخصه‌ها و خصوصیات وصیّ ظاهر  • لزوم احتیاط سالک راه خدا در برابر وصیّ ظاهر  • اهمیت «رفیق طریق» در سیرو‌سلوک  • شرحی مختصر از فتنه‌های بعد از رحلت علامه طهرانی قدّس‌سرّه  • اهمیت مسئله «تقلید» و لوازم آن  • لزوم اهتمام شدید سالک به مطالعۀ کتب عرفای بالله   • عشق به خدا باید همراه قدرت علمی و استقامت برهان باشد

اسرار ملکوت ج3

247
  • کُنتُ أتَّبِعُهُ اتِّباعَ الفَصیلِ أثَرَ أُمِّهِ، یَرفَعُ لی فی کُلِّ یَومٍ مِن أخلاقِهِ عَلَماً و یَأمُرُنی بِالِاقتِداءِ بِه. و لَقَد کانَ یُجاوِرُ فی کُلِّ سَنَةٍ بِحِراءَ فَأراهُ و لا یَراهُ غَیرِی. و لَم یَجمَع بَیتٌ واحِدٌ یَومَئِذٍ فی الإسلامِ غَیرَ رَسولِ اللهِ صلّی الله علیه و آله، و خَدیجَةَ، و أنا ثالِثُهُما. أرَی نورَ الوَحیِ و الرِّسالَةِ، و أشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّةِ، و لَقَد سَمِعتُ رَنَّةَ الشَّیطانِ حینَ نَزَلَ الوَحیُ عَلَیهِ صلّی الله علیه و آله، فَقُلتُ: یا رَسولَ اللهِ، ما هَذِهِ الرَّنَّةُ؟ فَقالَ: «هَذا الشَّیطانُ أیِسَ مِن عِبادَتِهِ. إنَّکَ تَسمَعُ ما أسمَعُ و تَرَی ما أرَی، إلّا أنَّکَ لَستَ بِنَبِیٍّ و لَکِنَّکَ وَزیرٌ، و إنَّکَ لَعَلَی خَیر.»1

  • «خداوند متعال برای تربیت و تعلیم رسول خدا از هنگام شیرخوارگی بزرگ‌ترین ملک از ملائکۀ خود را بر او گماشت تا راه و مسیر مکارم اخلاق و فرهنگ کرامت و اعتلای اخلاق الهی را به او بیاموزد و در شب و روز او را تحت تربیت و تعلیم قرار دهد. و من همواره مانند بچّه ‌شتری که به دنبال مادرش روان است، به دنبال رسول خدا در حرکت بودم و پایم را جای پای او می‌گذاردم.

  • هر روز رایتی از مکارم اخلاق برای من برمی‌افراشت و مرا به متابعت و پیگیری آن رایت دستور می‌فرمود. عادت رسول خدا این بود که در طول سال ایّامی را در غار حراء بیتوته می‌نمود و من را نیز همراه خود می‌برد و کسی جز من او را نمی‌دید. و هیچ خانه‌ای که شعائر اسلامی در آن اقامه شود جز خانۀ رسول خدا و خدیجه در مکّه نبود، و من شخص سوّم آن خانه بودم. نور وحی و پیامبری را از سیمای رسول خدا مشاهده می‌کردم و بوی خوش نبوّت را با مشام جان استشمام می‌نمودم.

  • هنگامی که وحی بر حضرت نازل می‌شد، نالۀ شیطان را می‌شنیدم و احساس می‌کردم، و به رسول خدا می‌گفتم: این ناله از کیست و برای چیست؟ حضرت در پاسخ می‌فرمود: ”این ناله از شیطان است که از عبادت بندگان 

    1. همان مصدر.