اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسرار ملکوت ج3

0
جلد ها

جلد سوم از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است که پیرامون موضوع «مشابهتِ مخالفینِ انسان کامل با مخالفینِ اهل‌بیت‌علیهم‌السلام» و «وظیفۀ سالک راه خدا هنگام نبود ولیّ خدا» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهمّ مطالب این مجلّد:  • لزوم رجوع به عارف کامل برای جمیع افراد بشر  • انانیّت و استکبار مانعِ اصلی در تبعیّت از عارف کامل  • نگرشی تحلیلی بر مکتبِ ابوحنیفه  • استکبار و عنادِ ابوحنیفه در مواجهه با مکتب اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام  • تفاوت‌های بنیادین بین مرجعیت شیعه و اهل‌سنّت  • مرجعیت حقیقی در شیعه یعنی آینۀ تمام‌نمای رسول‌خدا و ائمۀ معصومین  • توجه به ظاهر افراد، علت گمراهی از مکتب اهل‌بیت  • اشکالات وارد بر نهضتها و قیام‌های علویان  • اشکالات تفصیلی وارد بر قیام زیدبن‌علی‌بن‌الحسین علیهما‌السلام  • تفاوتهای حکومت اولیای الهی با حکومت‌های جائر  • ضرورت اتصال باطنی به ملکوت، در شخصِ حاکم  • اشکالات وارد بر اکتفاء‌کنندگان به تکالیف ظاهری  • مصادیقی از ماتریالیسیم دینی و مادی‌گرائی مذهبی  • وظیفۀ سالک راه خدا هنگام عدم دسترسی به عارف‌کامل  • شرحی مفصلی از وظیفۀ سالک راه خدا، هنگام دسترسی به وصیّ ظاهر  • شاخصه‌ها و خصوصیات وصیّ ظاهر  • لزوم احتیاط سالک راه خدا در برابر وصیّ ظاهر  • اهمیت «رفیق طریق» در سیرو‌سلوک  • شرحی مختصر از فتنه‌های بعد از رحلت علامه طهرانی قدّس‌سرّه  • اهمیت مسئله «تقلید» و لوازم آن  • لزوم اهتمام شدید سالک به مطالعۀ کتب عرفای بالله   • عشق به خدا باید همراه قدرت علمی و استقامت برهان باشد

اسرار ملکوت ج3

175
  • مسأله را برای او آشکار ساختند، و در این هنگام حقّ و واقعی که در وجود او مستور و مخفی گشته بود و به واسطۀ شبهات و ظروف و قرائن، قدرت تنویر و تبیین از او سلب گشته بود، خود را آشکار کرد و پرده از رخسار خود بیفکند.

  • «قسم سوّم: افرادی هستند که نمی‌دانند و به مسائل اطّلاع ندارند، و خود می‌دانند که جاهل می‌باشند و محتاج به تعلّم و تربیت هستند، پس اینها را تعلیم دهید و از جهل بیرون آورید.»

  • این گروه را می‌توان به بسیاری از لشکر معاویه در جنگ صفّین تشبیه نمود که به واسطۀ دور بودن از مدینه و نیز القای شبهات از ناحیۀ معاویه دسترسی به حاقّ واقع و حقیقت امر در مسائل و حوادث اجتماعی نداشتند و از کیفیّت وقایع مدینه بی‌خبر بودند، تا جایی‌که وقتی حضرت را در محراب مسجد کوفه به شهادت رساندند، با تعجّب سؤال می‌کردند: «مگر علی نماز می‌خواند که او را در محراب مسجد به قتل رساندند؟!»

  • «قسم چهارم: افرادی هستند که نه عالم و آگاه به قضایا می‌باشند و نه خود را جاهل و نادان می‌پندارند، بلکه خود را عالم و دانا و آگاه و بصیر به همه مسائل و مطالب می‌دانند، تو گویی در دنیا هیچ مسأله و مشکلی نیست که با علم و درایت و تدبیر آنها حل نگردد و گره از کار بستۀ قوم باز نشود. این گروه گمرهانی هستند که نیاز مبرم به ارشاد و تنبّه دارند.»

  • ضرورت تحصیل بصیرت و آگاهی دینی یا مراجعه به اهل بصیرت و آگاهی

  • حال در این روایت مشاهده می‌کنیم که امام علیه السّلام مراجعه به عالم آگاه را بر غافل و جاهل لازم شمرده است و متابعت از او را واجب دانسته است.

  • در محاسن برقی از محمّد بن نعمان از امام صادق علیه السّلام روایت می‌کند که فرمودند:

  • لا یَسَعُ النّاسَ حَتَّی یَسألُوا أو یَتفقَّهُوا؛1 «مردم چاره‌ای جز این ندارند که یا سؤال کنند یا اینکه خود به مرز اجتهاد و فقاهت رسیده باشند.»

    1. المحاسن، ج ١، ص ٢٢٥.