اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسرار ملکوت ج2

0
جلد ها

جلد دوم کتاب «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است که پیرامون موضوع «ضرورت رجوع به عارف کامل» و «شاخصه‌های عارف کامل» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهم مطالب این مجلد:  • کافی‌نبودنِ اشتغال به علوم متعارف؛ و لزوم فراگیری علوم باطنی  • شرحی از تلمّذ و شاگردی مرحوم شهید مطهری در خدمت علامه طهرانی رضوان‌الله‌علیهما  • لزوم رجوع به امام علیه‌السلام و عارف واصل؛ از نظر عقل و شرع  • شواهدی بر مقام عارف کامل در آیات و روایات  • عواقب سوء زعامتِ کسی که از نفس نگذشته است  • مؤمنی که تسلیم حق باشد به وصف درنیاید  • نسبت دادن تعابیری چون «علیّ زمان» و «حسین زمان» به غیرِ معصوم خطاست  • خصوصیات و شاخصه‌های عارف کامل  • اضطراب و تردید در کلام عرفای بالله راه ندارد  • گفتار انسان کامل فقط بر محور توحید است و از آن تنازل نمی‌کند  • نگاه استقلالی به امام علیه‌السلام در مجالس اهل‌بیت، مورد امضا نیست  • شرحی از نگاه توحیدی عرفای بالله به «جریان عاشورا» و «مسئله ظهور امام زمان علیه‌السلام»  • احتیاط ائمه و اولیای دین در مسائل دماء و نفوس و أعراض   • عمل از روی احتیاط، ثبات نفسِ مکلّف را می‌گیرد و عواقب سوئی برای فتوا‌دهنده دارد  • ظهورات عارف واصل، تجلّی حضرت حق است  • انطباق اعمال و اقوال انسان کامل با مبانی شرع  • توضیحی درباره وصایت ظاهری و باطنی  • بروز فتنۀ کُبریٰ بعد از رحلت علامه طهرانی قدّس سرّه

اسرار ملکوت ج2

236
  • قوچانی، وصیّ مرحوم قاضی ـ رضوان الله علیهم ـ می‌فرمودند:

  • مرحوم قاضی می‌فرمود: «من در بعضی ایّامی که به قصد زیارت حرم مولا أمیرالمؤمنین علیه السّلام مشرّف می‌شدم می‌دیدم درویشی در کنار صحن مطهّر نشسته و همین‌طور به حالت سکوت فقط نظر به گنبد مطهّر دارد و هیچ کار دیگری نمی‌کند، و در تمام مدّت روز کار او همین بود؛ تا اینکه روزها از این مسأله گذشت. یک روز من وقتی به حرم مشرّف شدم او را ندیدم و متعجّب شدم که چه شده و او کجا رفته است؟! از حرم که بیرون آمدم صُدفةً او را در خیابان دیدم و جلو رفتم و از احوال او جویا گشتم و گفتم: امروز شما را ما در صحن ندیدیم، مطلب از چه قرار است؟

  • او پاسخ داد: ”من از حضرت تقاضای کیمیا و اکسیر نمودم و برای حصول این مطلب چهل روز به ایراد اذکار و اوراد و خلوت و توجّه به آن حضرت سپری نمودم تا اینکه دیروز حضرت آرزوی مرا برآورده نمود و حاجتم را روا ساخت!“

  • گفتم: از کجا فهمیدی که حاجتت ادا شده است؟ گفت: ”مُلهَم شدم به اینکه قدرتی در من به وجود آمده است، و احساس کردم که حالم تغییر یافته و در خود نیرو و توانی جهت تصرّف در اشیاء ملاحظه نمودم. در این هنگام بچّه‌ای از کنارم رد شد و در دست او یک سینی مسی کوچکی قرار داشت. بچّه را صدا زدم و دست خود را بر سینی زدم، دیدم فوراً به طلا مبدّل گشت. فهمیدم اشتباه نکرده‌ام، و از حضرت تشکّر کردم و از چلّه نشینی خارج شدم“.»1

  • حال بنگرید که این درویش مسکین و بیچاره همّت مولا را در چه چیز دیده است، در تبدیل مس به طلا!! در حالی‌که همان مولا می‌توانست وجود او را مبدّل به وجود توحید نماید، و از او یک عبد و بندۀ صالح پروردگار بسازد، و حقیقت توحید را به جان او وارد نماید؛ چنانچه نسبت به اصحاب با وفای خود و محرم اسرار خود این‌چنین نمود!

  • مرتاضی که خوارق عادات می‌نمود به دست موسی بن جعفر علیهما السّلام مسلمان شد

  • در خبر است که در زمان موسی بن جعفر علیهما السّلام مرتاضی از هند به

    1. .رجوع شود به مطلع الانوار، ج ١، ص ١٢٣.