
اسرار ملکوت ج2
جلد دوم کتاب «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است که پیرامون موضوع «ضرورت رجوع به عارف کامل» و «شاخصههای عارف کامل» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • کافینبودنِ اشتغال به علوم متعارف؛ و لزوم فراگیری علوم باطنی • شرحی از تلمّذ و شاگردی مرحوم شهید مطهری در خدمت علامه طهرانی رضواناللهعلیهما • لزوم رجوع به امام علیهالسلام و عارف واصل؛ از نظر عقل و شرع • شواهدی بر مقام عارف کامل در آیات و روایات • عواقب سوء زعامتِ کسی که از نفس نگذشته است • مؤمنی که تسلیم حق باشد به وصف درنیاید • نسبت دادن تعابیری چون «علیّ زمان» و «حسین زمان» به غیرِ معصوم خطاست • خصوصیات و شاخصههای عارف کامل • اضطراب و تردید در کلام عرفای بالله راه ندارد • گفتار انسان کامل فقط بر محور توحید است و از آن تنازل نمیکند • نگاه استقلالی به امام علیهالسلام در مجالس اهلبیت، مورد امضا نیست • شرحی از نگاه توحیدی عرفای بالله به «جریان عاشورا» و «مسئله ظهور امام زمان علیهالسلام» • احتیاط ائمه و اولیای دین در مسائل دماء و نفوس و أعراض • عمل از روی احتیاط، ثبات نفسِ مکلّف را میگیرد و عواقب سوئی برای فتوادهنده دارد • ظهورات عارف واصل، تجلّی حضرت حق است • انطباق اعمال و اقوال انسان کامل با مبانی شرع • توضیحی درباره وصایت ظاهری و باطنی • بروز فتنۀ کُبریٰ بعد از رحلت علامه طهرانی قدّس سرّه
اسرار ملکوت ج2
146از همۀ شوائب و آثار عالم کثرت خارج گردیده باشد، و هیچ خواست و ارادهای جز ارادۀ حقّ از او متمشّی نشود؛ و این فرد حتماً باید یک امام معصوم باشد. لذا میبینیم که در لسان ائمّه علیهم السّلام از این قضیّه به عنوان یک قضیّۀ متفرّده و تک یاد شده است.
در خبری از حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام وارد است که هنگام عبور از سرزمین کربلا فرموده بودند:
هُنا مُناخُ رِکابٍ و مَصارعُ عُشّاقٍ شُهداءَ لا یَسبِقهُم مَن کانَ قبلَهم و لا یَلحقُهم مَن بعدَهم.1
«اینجا محلّ فرود سواران و قتلگاه عاشقانی است وارسته که نه قبلاً مانند اینان آمدهاند و نه بعداً خواهند آمد.»
تجلّی ذات حقّ بر امام معصوم و عارف کامل موجب تحوّل و تبدّل جوهری آنان میگردد
سخن به درازا انجامید، مقصود اینکه: همانطور که امام علیه السّلام شخصیّتی فرد و غیرقابل معیار و سنجش با سایر افراد است، ولیّ خدا و عارف کامل هم که ذات او مندکّ در ذات و نفس امام علیه السّلام شده است ـ که این محو و انمحاء در حقیقتِ ولایت معصوم که عین ولایة الله و حقیقة الله و ذات الله است، تجلّی پیدا نموده است ـ به صفات و ملکات و آثار و شوائب امام معصوم علیه السّلام متّصف و متشأّن و متحیّث خواهد شد.
بناءً علیهذا نفس تجلّی ذات حقّ بر ذات امام معصوم علیه السّلام، که مساوی با تبدّل و تحوّل وجود او به وجود حضرت حق است، به عین همان تجلّی در نفس سالک واصل و عارف کامل موجب تحوّل و تبدّل جوهری و ماهوی آن به حقیقت و
- .خرائج و جرائح، ج ١، ص ١٨٤؛ کامل الزّیارات، ص ٢٧٠؛ بحار الأنوار، ج ٤١، ص ٢٩٥:
«عَن أبیعبدالله علیه السّلام قالَ: خَرَجَ أمیرالمؤمنین علیه السّلام یَسیرُ بالنّاسِ، حتّی إذا کان مِن کربلاءَ علی مَسیرَةِ مِیلٍ أو مِیلَینِ فتَقَدَّمَ بَینَ أیدیهِم، حتّی إذا صارَ بمَصارِعِ الشّهَداءِ، قالَ: ”قُبِضَ فیها مِائَتا نَبِیٍّ، و مِائَتا وَصِیٍّ، و مِائَتا سِبطٍ شهَداءَ بِأتباعِهِم.“ فَطافَ بِها علَی بَغلَتِهِ خارِجًا رِجلَیهِ مِنَ الرِّکابِ و أنشَأ یقول: ”مُناخُ رِکابٍ و مَصارِعُ شُهَداءَ لا یَسبِقُهُم مَن کانَ قَبلَهُم و لا یَلحَقُهُم مَن کانَ بَعدَهُم.“»
- .خرائج و جرائح، ج ١، ص ١٨٤؛ کامل الزّیارات، ص ٢٧٠؛ بحار الأنوار، ج ٤١، ص ٢٩٥:
