
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
99آغا بزرگ طهرانی ـ رحمة الله علیه ـ که از مشایخ اجازۀ ما در علوم درایت هستند، و همچنین به واسطۀ علاّمه طباطبائی که ایشان هم از مشایخ اجازه هستند،1 این روایت را با سند متّصل روایت میکنیم تا به رسول خدا میرسد؛ و تمام این سلسله همه عدول هستند. در اصطلاح اهل علم، روایت صحیح به آن روایتی میگویند که سلسلۀ سند آن مقطوع و مُرسل و مرفوع نباشد، مُسند باشد و تمام راویان امامیِ موثّق و عادل باشند؛ یعنی حَسن و ضعیف در سلسله سند این روایت نیست.
روایت «علمای امّت من مثل انبیای بنیاسرائیلاند»
٣. در عوالی اللّئالی، ابن أبیجمهور أحسائی روایت میکند و میگوید: «قالَ رسولُ اللهِ صَلَّی الله علَیهِ و آلِه: ”عُلَماءُ أُمَّتی کَأنبِیاءِ بَنیإسرائِیل.“»2
«علمای امّت من مثل انبیای بنیاسرائیلاند.»3
روایت «کراهت تعظیم نمودن غیر علما»
٤. در کتاب محاسن برقی، احمد بن محمّد بن برقی روایت میکند از پدرش از سعدان از عبدالرّحیم بن مسلم از اسحاق بن عمّار ـ که سند خیلی خوبی است ـ: «قالَ: ”قُلتُ لِأبیعبدِالله علَیهِ السّلام: مَن قامَ مِن مَجلِسه تَعظیمًا لرَجُلٍ؟
قال: مَکروهٌ إلّا لرَجُلٍ فی الدِّینِ.“»4
«اسحاق بن عمّار از حضرت صادق علیه السّلام سؤال میکند: کسی که برای تعظیم و تکریم مردی از جای خود برخیزد چطور است؟
حضرت میفرماید: ”مکروه است، ما دوست نداریم، خوشایند نیست؛ مگر برای مردی در امر دین، که عیب ندارد انسان از جای خود برخیزد.“»
علمای سابق که از شهرها و دهات خود حرکت میکردند و میرفتند در حوزهها درس میخواندند، بر اساس همین روایاتی است که برخی از آنها
- جهت اطّلاع بر صورت اجازهنامههای علاّمه طهرانی از آیة الله آغا بزرگ طهرانی و علاّمه طباطبایی رجوع شود به مطلع انوار، ج ٦، ص ٤١ ـ ٥٧، ص ٦٣ و ٦٤.
- عوالی اللئالی، ج ٤، ص ٧٧.
- جهت اطّلاع بیشتر بر بحث سندی این روایت رجوع شود به روح مجرّد، ص ٦٨٣.
- المحاسن، ج ١، ص ٢٣٣.
