
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
62است. حضرت رسول شروع کردند به شرح ماجرا از اوّل حرکت تا آخر آن، طوری که گویی از ابتدا با ما همسفر و جلیس بودند. سپس رسول اکرم فرمود: ”ای أنس! آیا شهادت میدهی به آنچه دیدی و بر تو گذشت در وقتی که پسر عمّ من علیّ بن أبیطالب علیه السّلام تو را بر شهادت آن بطلبد؟!“
عرض کردم: بلی، ای رسول خدا!
أنس میگوید: وقتی أبوبکر به خلافت رسید، من (در مسجد) نزد ابیبکر بودم که علی علیه السّلام آمد، و مردم به دور ابابکر اجتماع نموده بودند؛ أمیرالمؤمنین علیه السّلام رو کرد به من و فرمود: ”ای انس! آیا شهادت نمیدهی برای من بر داستان و قضیّه بساط رسول خدا (سفری که با آن زیرانداز معروف نمودی) و بر داستان عین الماء (چشمۀ آب) و پدیدار شدن چاه عمیق؟“
عرض کردم: ای علی! به واسطه کهولت سن فراموش کردهام.
در این وقت أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: ”ای انس! اگر کتمان از روی مداهنه و عناد و عمد مینمایی، با اینکه رسول خدا از تو پیمان گرفت که آن را ادا نمایی در وقتی که من از تو درخواست مینمایم، خداوند تو را به پیسی در صورت، و تشنگی در شکم، و کوری در چشم مبتلا سازد!“
انس میگوید: هنوز از جای خود برنخاسته بودم که به پیسی و کوری دچار گشتم، و اکنون نیز به واسطه عطش قادر بر روزه نیستم و معده من هیچگاه برودت را در خود نگه نمیدارد.
گویند: پیوسته انس بر این حال روزگار میداشت تا در بصره وفات نمود.»
گویند: «روزی انس رسول خدا را در خواب دید، حضرت به او فرمودند: ”چه چیز تو را بر آن داشت تا آنچه را که با من پیمان بسته بودی بجای نیاوردی تا اینکه خداوند تو را به این عقوبت مبتلا نمود؟!“»
این است نتیجه و مآل کتمان حقایق و اخفای واقعیّات که موجب خسران دنیوی و نکال اخروی خواهد شد.
