اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسرار ملکوت ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است؛ که مقدمه‌ای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهم مطالب این مجلد:  • حرمت کتمان حقیقت  • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام توسط بعضی از صحابه  • بی‌مهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی  • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی  • لزوم بصیرت و خبره‌بودن در شناخت دین و تبلیغ آن  • معرفت‌نداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امر‌به‌معروف  • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم  • اطاعت از امام معصوم علیه‌السلام باید در همه ابعاد انسانی باشد

اسرار ملکوت ج1

148
  • قالَ: قُلتُ: فَمَن لَم یَحُجَّ مِنّا فَقَد کَفَرَ؟

  • قالَ: لا، وَلَکِن مَن قالَ: لَیسَ هَذا هَکَذا، فَقَد کَفَرَ.1

  • «خداوند حجّ را بر افراد مستطیع و متمکّن در هر سال واجب نمود به دلیل گفتارش در قرآن کریم: ﴿بر افراد متمکّن از جانب خداوند تکلیف است که به حجّ بروند؛ و کسی ‌که کفر بورزد، به درستی‌که خداوند بی‌نیاز از او و امثال او خواهد بود.﴾

  • راوی می‌گوید: عرض کردم: پس کسی که از ما به حج نرود کافر است؟

  • حضرت فرمودند: نه، بلکه مقصود کسانی هستند که کلام خدا را انکار می‌کنند و می‌گویند این‌طور نیست.»

  • البتّه باید توجّه کرد که مقصود از فرض و وجوب در این روایات برای افرادی که یک‌بار به حج توفیق یافتند الزام موبِق و واجبی که بر ترکش عقاب مترتّب است نیست، بلکه شدّت اهتمام و نهایت استحباب است که می‌توان گفت: نزدیک به لزوم و وجوب می‌رسد، نه اینکه تحقیقاً همان وجوبِ در قبال استحباب و حرمت باشد.

  • وظیفۀ حاکم اسلام نهایت اهتمام به اقامۀ فریضۀ الهی حج است

  • جالب توجّه و دقّت اینکه: به جهت نهایت اهتمام شارع مقدّس به اقامه فریضۀ حج و شدّت عنایت ویژۀ او به این تکلیف الهی و مأدبۀ روحانی، بر حاکم مسلمین و ولیّ امور واجب است2 که نهایت اهتمام را به اقامۀ این مشعر الهی مبذول دارد و نگذارد که خانه خدا از ورود وفود حجّاج و زائران خالی و بی‌رونق بماند، و تمام 

    1. همان، ص ٢٦٥.
    2. وسائل الشّیعة، ج ١١، ص ٢٤:
      «مُحمّدِ بنِ عَلیِّ بنِ الحسینِ بنِ بابِوَیهَ بِأسانیدِهِ عن حَفصِ بنِ البُختُریِّ و هِشامِ بنِ سالِمٍ و مُعاویةِ ابنِ عَمّارٍ و غَیرِهِم عن أبی‌عَبدِاللهِ (علیه السّلام) قالَ:
      ”لَو أنَّ النّاسَ تَرَکوا الحَجَّ لَکانَ عَلَی الوالی أن یُجبِرَهُم عَلَی ذَلِکَ و عَلَی المَقامِ عِندَهُ؛ و لَو تَرَکوا زیارَةَ النَّبیِّ (صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ و سَلَّمَ) لَکانَ عَلَی الوالی أن یُجبِرَ هُم عَلَی ذَلِکَ و عَلَی المَقامِ عِندَهُ؛ فَإن لَم یَکُن لَهُم أموالٌ أنفَقَ علَیهِم مِن بَیتِ مالِ المُسلِمینَ.“»