
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
143این دو اصل ناتوان میباشد، و چه بسا بخواهد حقّی را بیان و اظهار کند ولی با باطلی مزج و خلط مینماید. و دلیل بر این مطلب کتاب خدای عزّوجلّ است که میفرماید: ﴿از میان شما مؤمنان باید گروهی بهپا خیزند و مردم را به امر خیر و کار نیک دعوت نمایند و از رفتار زشت و ناروا برحذر دارند.﴾
این آیه دلالت دارد که مقصود گروهی خاص میباشند نه جمیع افراد امّت؛ همچنانکه در جای دیگر خدا میفرماید: ﴿و از میان قوم موسی گروهی باشند که مردم را به حقّ دعوت مینمایند و اساس امور خود را بر عدل پایهگذاری میکنند.﴾ و نفرمود: بر جمیع امّت موسی واجب است، و نفرمود: بر هر قوم و گروهی واجب است؛ در حالیکه در زمان حضرت موسی گروهها و امّتهای زیادی بودند، و امّت به یک فرد و بیشتر اطلاق میشود، چنانچه خدای متعال دربارۀ حضرت ابراهیم علیه السّلام میفرماید: ﴿به درستیکه ابراهیم امّتی بود مطیع پروردگار﴾، یعنی منقاد پروردگار از هر حیث و هر جهت.
بنابراین در این زمان که زمان سکوت و آرامش است چنانچه شخصی واجد شرایط سابقالذّکر نباشد، یعنی فاقد قدرت و افرادی که او را تأیید نمایند و از او اطاعت کنند باشد، بنابراین امر به معروف و نهی از منکر از او ساقط میگردد.“
مسعده میگوید: شنیدم از امام صادق علیه السّلام در جواب کسیکه از آن حضرت از معنی این حدیث که از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم رسیده است سؤال نمود؛ رسول خدا فرمود: ”با فضیلتترین مبارزهها در راه خدا سخن عدلی است که در پیشگاه حاکم جائر و امام ظالم گفته شود.“
حضرت صادق علیه السّلام فرمود: ”معنای این حدیث این است که آن شخص، حاکم جائر و امام ظالم را به راه راست و طریق عدل دعوت نماید. البتّه پس از اینکه کاملاً به اطراف و جوانب مسأله واقف باشد و علم و اطّلاع کافی نسبت به حقیقت دعوت داشته باشد، و در عین حال آن حاکم و امام جائر نیز سخن او را بشنود و کلام و موعظۀ او را بهدیدۀ قبول بنگرد. و در غیر اینصورت امر به معروف و نهی از منکر بر آن شخص واجب نمیباشد.“»
