
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
127«اگر دیدید دو طائفه از مؤمنین با هم جنگ میکنند شما بروید بین آنها صلح برقرار کنید. اگر یک دسته حاضر بر صلح نشد و خواست بر عداوت و بغی و ستم خود ادامه دهد با او جنگ کنید تا او را بر امر خدا وادار کنید.» حال بگو ببینم: تو در این واقعه با که بودی؟ ”أ کُنتَ مَعَ العادِلَةِ عَلَی الباغیَةِ، أم کُنتَ مَعَ الباغیَةِ عَلَی العادِلَةِ؟“ «در این جنگها با دسته و گروه باغی بر علیه گروه عادل بودی، و یا با گروه عادل بر علیه باغی میجنگیدی؟»
سعد نتوانست جواب معاویه را بدهد، گفت: قسم به خدا اینجا که تو نشستی من به آنجا بیشتر از تو سزاوارترم!
معاویه هم به او گفت: قوم و خویشان تو، تو را به ریاست قبول ندارند، حال ادّعای مقام و ریاست را داری؟!1
خوب، حالا بفرمایید جناب سعد! شما رفتید کنار و أمیرالمؤمنین هم این جنگها را که بر دوش او بود انجام داد و این قضایا پیش آمد؛ حال اگر شما با أمیرالمؤمنین آمده بودی، این تقویت نیروی أمیرالمؤمنین نبود؟! در واقعۀ صفّین در رکاب أمیرالمؤمنین بزرگان از مهاجر و انصار کشته شدند، مثل اویس، مثل عمّار یاسر. خیلی عجیب بود. اگر تو میآمدی آیا موجب تقویت نبود؟ تو لشکر علی را تقویت نمیکردی؟ تو که فاتح ایران بودی، تو که رئیس سنگاندازان و تیراندازان بودی، اگر میآمدی و قسمت تیراندازی لشکر را خودت به دست میگرفتی آیا باری بر نمیداشتی؟ و اگر بودی باز مسأله همینطور بود؟ نه! اگر تو بودی شاید اینطور نمیشد! اگر تو بودی شاید شکست برای علی پیدا نمیشد، مسألۀ حَکَمین پیش نمیآمد و حقّه بازیهای معاویه تا این اندازه صورت نمیگرفت؛ پس نباید انسان بگوید من کنارم و کاری ندارم. بعضی از اوقات کنار بودن، ضرر زدن است و شکست دادن است؛ یعنی بعضی اوقات احتیاط در خلاف احتیاط است. اصلاً خون
- امامشناسی، ج ١٠، ص ١٦٨ ـ ١٩٨، داستان تخلّف از بیعت سعد بن أبیوقّاص با حضرت علیّ بن أبیطالب أمیرالمؤمنین علیه السّلام و ملاقات او را با معاویه، مفصّلاً با ذکر مصادر بیان نموده است.
