اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسرار ملکوت ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است؛ که مقدمه‌ای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهم مطالب این مجلد:  • حرمت کتمان حقیقت  • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام توسط بعضی از صحابه  • بی‌مهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی  • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی  • لزوم بصیرت و خبره‌بودن در شناخت دین و تبلیغ آن  • معرفت‌نداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امر‌به‌معروف  • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم  • اطاعت از امام معصوم علیه‌السلام باید در همه ابعاد انسانی باشد

اسرار ملکوت ج1

126
  • عتاب معاویه به سعد: تو که این فضائل را راجع به علی از پیغمبر شنیدی چرا با او بیعت نکردی!

  • همین‌که سعد می‌خواست از در خارج شود، ضَرَطَ لَهُ مُعاویَةُ، فَقالَ: ”اقعُد حَتَّی تَسمَعَ جَوابَکَ!“ «معاویه کار زشتی انجام داد برای او و گفت: بنشین تا جوابت را بشنوی!» سعد نشست.

  • گفت: ”و اللهِ ما کُنتَ عِندی قَطُّ ألعَنَ مِثلَ الآنَ“؛ «من هیچ‌گاه تو را در قلب خود ملعون‌تر و ناشایسته‌تر ندیدم همچون این زمان!» تو که این حرف را از پیغمبر شنیدی چرا پس علی را یاری نکردی؟!

  • توجّه کردید! می‌گوید: چرا علی را یاری نکردی! ”و اللهِ لَو سَمِعتُهُ مِن رَسولِ اللهِ لَکُنتُ خادِمًا لِعَلیٍّ!“ «من اگر خودم این حرف‌ها را از رسول خدا شنیده بودم خادم علی بودم!»

  • او دروغ می‌گوید. ولی اکنون احتجاج او با سعد درست است. می‌گوید: من که این حرف‌ها را منکر هستم و از پیغمبر نشنیدم؛ امّا تو که ادّعا می‌کنی: من علی را سبّ نمی‌کنم به خاطر این جهت، چرا او را یاری نکردی! هَلّا نَصَرتَهُ!

  • سعد گفت: ”إنّی رَأیتُ ریحًا سَوداءَ مُظلِمَةً، فَقُلتُ: إخ إخ! فَأنَختُ راحِلَتی حَتَّی مَرَّتِ الرّیحُ فَسِرتُ“؛ «من دیدم وضع تاریک است، یک باد سیاهی وزیده است. به شترم گفتم: اِخ اِخ! یعنی بخواب. راحلۀ خود را خواباندم، توقّف کردم تا اینکه گرد و غبار برطرف شد و حرکت کردم.» کنایه از اینکه جنگ جمل و صفّین و نهروان که پیدا شد، آشوبی در دنیا پیدا شد، من نخواستم در این معارک شرکت کنم، شتر خود را خواباندم، وقتی اینها از بین رفت به راه خودم ادامه دادم.

  • معاویه گفت: ”لَیسَ إخ فی القُرآنِ؛ اِخ در قرآن نیست. آنچه در قرآن هست این است:

  • ﴿وَإِن طَآئِفَتَانِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱقۡتَتَلُواْ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَهُمَا فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَٰتِلُواْ ٱلَّتِي تَبۡغِي حَتَّىٰ تَفِيٓءَ إِلَىٰٓ أَمۡرِ ٱللَهِ فَإِن فَآءَتۡ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ وَأَقۡسِطُوٓاْ إِنَّ ٱللَهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ﴾.1

    1. سوره الحجرات (٤٩) آیه ٩.