
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
307قبول و تصدیق افرادی مانند صاحب روضات قرار گیرد؟
آیا علمایی همچون صدرالمتألّهین شیرازی و ملاّ محمّد تقی مجلسی و ابن فهد حلّی و غیرهم کتب او را نخوانده بودند و یا چشم خود را بر آنچه که مخالفین به عنوان دلیل بر گرایش و انتحال او به مذهب خلاف میشمارند بسته بودند؟! یا نه، آنها همۀ کتب او را مطالعه کرده و صحیح و سقیم آن را سنجیده و به همۀ جوانب و شواهد و قرائن وقوف کامل یافته و با ادراک کامل و قبول مسئولیّت نسبت به عواقب و تبعات این انتساب، باز با حکمی جازم و اعتقادی راسخ اثبات تشیّع محییالدّین را نموده و پذیرای تمامی عواقب این نسبت گشته و مسئولیّت جمیع تبعات آن را بر دوش گرفتهاند.
إنشاءالله در آینده نیز ممکن است قدری بیشتر راجع به این موضوع و افراد مشابه محییالدّین عربی که ناجوانمردانه تهمت انحراف و اعوجاج بر آنها زده شده و جان آنها و سرّ و سویدای آنها و هر ذرّه از ذات آنها برائت خود را از معاندین و مخالفین علیّ بن أبیطالب و اولاد امجاد معصومین او اعلام میدارد، مطالبی آورده شود.
در اینجا بسیار لازم میدانم که توجّه خوانندگان محترم را به مطالعۀ بخش ششم از کتاب ارزشمند و والای روح مجرّد، تألیف علاّمه والد بزرگوار ـ رضوان الله علیه ـ که راجع به این موضوع مفصّلاً به نحو مستوفی بما لامزید علیه بحث و تقریر نمودهاند جلب نمایم.
خلاصۀ کلام روح مجرّد در مورد بزرگان شیعۀ متّهم به تسنّن
خلاصۀ کلام آنکه بسیاری از علما و دانشمندان از اهل تسنّن که به طور وضوح آثار و علائم مودّت و ولایت اهل بیت علیهم السّلام در کلمات و عبارات و اشعار آنان دیده میشود، نه تنها هیچگونه تعلّقی به مکتب و مذهب انحراف و باطل نداشتهاند، بلکه کاملاً مطیع و منقاد مکتب اهل بیت بوده، آن را از جان و دل میستودند؛ و اینگونه عبارات خلاف، یا ناشی از خوف و ترس آنان در مقام تقیّه بوده است، و یا اینکه ـ چنانچه ذکر شد ـ ناشی از عدم شناخت صحیح شئون
