
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
305و برکنار که پیوسته به امثال این صوفیان و عرفای ملحد با یک چشم مینگرند؛ مانند: ابن فهد حلّی، و شیخ بهایی، و مولا محسن کاشانی، و مولا محمّد تقی مجلسی، و قاضی نور الله شوشتری، و به خصوص این مردی که در عبارت ما متأخّر آمده است و به سبب همین یک چشمی بودنش وی را به ”شیعه تراش“ لقب دادهاند.»
باید به ایشان و امثال ایشان گفت: اگر شما مفهوم و مغزای کلمات عرش بنیان محییالدّین را نمیفهمید، چرا به بزرگان و مفاخر تشیّع طعن و دقّ میزنید و به آنها اهانت روا میدارید؟!
راقم سطور خود شکّی ندارد که جناب محییالدّین را در اوّل، مسلک و مذهب اهل تسنّن بوده است؛ امّا بعد به واسطۀ توغّل در کتب حدیث و اطلاع بر مبانی شرع و انکشاف حقایق عالم وجود بر قلب و ضمیر منیر او، حقیقت امر را یافته و با تمام وجود به اثبات و ابرام آن قیام نموده است.
چنانچه دربارۀ اعتقاد به ولایت و گرایش و تمسّک به ذیل عنایت اهل بیت علیهم السّلام میسراید:
رأیتُ وَلائی آلَ طَهَ وَسیلَةً *** لِأرغِمَ أهلَ البُعدِ یورِثُنی القُربَی فَما طَلَبَ المَبعوثُ أجرًا عَلَی الهُدَی *** بِتَبلیغِهِ إلّا المَوَدَّةَ فی القُربَی1 - روضات الجنّات، ج ٨، ص ٥١؛ الکنی و الألقاب، ج ٣، ص ١٦٦؛ مجالس المؤمنین، قاضی نور الله شوشتری، ج ٢، ص ٦٢: «و از اشعار جناب شیخ که در مدایح آل طه واقع شده این دو بیت در کتاب الإحیاء مسطور است»؛
الفتوحات المکّیّة، ج ٤، ص ١٣٩:
«و مِن خیانتِکَ رَسولَ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلیه (و آلهِ) و سلَّم، ما سَألکَ فیهِ مِنَ المَوَّدةِ فی قرابَتِه و أهلِ بَیتِه، فإنَّه و أهلَ بیتِه عَلی السَّوءِ فی مَودَّتِنا فیهِم؛ فمَن کَرِهَ أهلَ بَیتهِ فقَد کَرِهَه، فإنَّه صلَّی اللهُ علَیه (و آله) و سَلَّم واحِدٌ مِن أهلِ البَیتِ و لا یَتَبَعَّضُ حُبُّ أهلِ البَیتِ، فإنَّ الحُبَّ ما تَعلَّق إلّا بِالأهلِ لا بِواحِدٍ بعَینِه. فاجعَل ذلکَ و اعرِف قَدرَ أهلِ البَیتِ، فمَن خانَ أهلَ البیتِ فقَد خانَ رَسولَ اللهِ صلَّی اللهُ عَلیهِ (و آله) و سَلَّم، و مَن خانَ رَسولَ اللهِ صلَّی اللهُ عَلیهِ (و آله) و سلَّم فقَد خانَهُ صلَّی اللهُ عَلیه (و آله) و سلَّم فی سُنَّتِه...»؛
همان:
«فلا تَعدِل بأهلِ البَیتِ خَلقا *** فأهلُ البَیتِ هُم أهلُ السّیادَة
فبُغضُهم مِـن الإنسانِ خُـسـرٌ *** حَقیقِیٌّ و حُبُّهُم عِبادَة»
ج
- روضات الجنّات، ج ٨، ص ٥١؛ الکنی و الألقاب، ج ٣، ص ١٦٦؛ مجالس المؤمنین، قاضی نور الله شوشتری، ج ٢، ص ٦٢: «و از اشعار جناب شیخ که در مدایح آل طه واقع شده این دو بیت در کتاب الإحیاء مسطور است»؛
