
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
299«و برای ولایت محمّدیّه که اختصاص به شرع و دین رسول اکرم دارد، اختتام و انتهایی است و ختم و انتهای او به مهدی (علیه السّلام) میباشد. و او در رتبۀ پایینتر از عیسی است، زیرا عیسی پیامبر است و او نیست. و او در زمان ما موجود میباشد و من او را زیارت نمودهام و با او همصحبت شدهام و علامت ختمیت (که در پشت کتف او میباشد) را زیارت کردهام. پس دیگر پس از او ولیّی نخواهد آمد الاّ اینکه منتسب و مستند به او خواهد بود؛ همچنانکه هر پیامبری که پس از رسول خدا صلّی الله علیه و آله وجود داشته باشد منتسب به شریعت و دیانت رسول خدا خواهد بود، مانند حضرت عیسی علیه السّلام وقتی که به زمین باز گردد. پس جمیع اولیاء که پس از او تا روز قیامت بیایند، همه به اومنسوب و در تحت ولایت او قرار خواهند داشت؛ همچنانکه نسبت انبیائی که پس از پیامبر اکرم زنده و دارای حیات مادّی و زندگانی دنیوی میباشند، به آن حضرت میباشند و در تحت شریعت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم قرار دارند، مانند حضرت الیاس و خضر و عیسی در این امّت.»
البته ناگفته نماند که در بسیاری از طبعها لفظ مهدی را از عبارت حذف نمودهاند.
و در باب هفتاد و سوّم در پاسخ سؤال سیزدهم چنین گوید:
و أمّا خَتمُ الوَلایَةِ المُحَمَّدیَّةِ فَهیَ لِرَجُلٍ مِنَ العَرَبِ، مِن أکرَمِها أصلًا و بَدءًا و هُوَ فی زَمانِنا الیَومَ مَوجودٌ. عَرَفتُ بِهِ فی سَنَةَ خَمسٍ و تِسعینَ و خَمسِمِائَةٍ، و رَأیتُ العَلامَةَ الَّتی قَد أخفاها الحَقُّ فیهِ عَن عُیونِ عِبادِهِ، و کَشَفَها لی بِمَدینَةِ فاسَ حَتَّی رَأیتُ خاتَمَ الوَلایَةِ مِنهُ و هُوَ خاتَمُ النُّبُوَّةِ المُطلَقَةِ لا یَعلَمُها کَثیرٌ مِنَ النّاسِ. و قَدِ ابتَلاهُ اللهُ بِأهلِ الإنکارِ علَیهِ فیما یَتَحَقَّقُ بِهِ مِنَ الحَقِّ فی سِرِّهِ مِنَ العِلمِ بِهِ. و کَما أنَّ اللهَ خَتَمَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ علَیهِ (و آلِهِ) و سَلَّمَ نُبُوَّةَ الشَّرایِعِ، کَذَلِکَ خَتَمَ اللهُ بِالخَتمِ المُحَمَّدِیِّ الوَلایَةَ الَّتی تَحصُلُ مِنَ الإرثِ المُحَمَّدِیِّ، لا الَّتی تَحصُلُ مِن سایِرِ الأنبیاءِ.1
- الفتوحات المکیّة، ج ٢، ص ٦٤.
