
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
298جدّ او حسین بن علیّ بن أبیطالب است، و پدر او (امام) حسن عسکری فرزند امام علیّ نقی فرزند امام محمّد تقی فرزند امام علیّ بن موسی الرّضا فرزند امام موسی بن جعفر فرزند امام جعفر صادق فرزند امام محمّد باقر فرزند امام زینالعابدین علی فرزند امام حسین فرزند امام علیّ بن أبیطالب رضی الله عنه میباشد.
اسم او مانند اسم رسول خداست. مردم مسلمان بین رکن و مقام با او بیعت مینمایند. از نظر خِلقت جسمانی شبیه خلقت رسول خداست، و از نقطه نظر اخلاق و ملکات روحی گویی نزول همان روحیات و اخلاق رسول خداست در وجود او.»
در اینجا نیز جناب محییالدّین تصریح به امامت ائمّۀ اثنی عشر علیهم السّلام نموده است.
و ثالثاً: همۀ اهل تسنّن از آنهایی که قائل به خروج و ظهور آن حضرت میباشند معتقدند که آن حضرت وجود خارجی ندارد و فقط در زمان ظهور متولّد خواهد شد؛ در حالیکه ایشان تصریح دارد بر اینکه پدر او حضرت امام حسن عسکری علیه السّلام میباشد. و حتّی در موارد عدیدهای از فتوحات تصریح دارد که به خدمت آن حضرت شرفیاب شده است و کسب فیض نموده است.
کلام محییالدّین مبنی بر ملاقات او با حضرت حجّت علیه السّلام
از جمله در فتوحات، آخر باب بیست و چهارم، از طبع مصر، جلد ١، صفحه ٢٤٠ چنین گوید:
و لِلوَلایَةِ المُحَمَّدیَّةِ المَخصوصَةِ بِهَذا الشَّرعِ المُنزَلِ عَلَی محمّدٍ خَتمٌ خاصٌّ هُوَ المَهدِیُّ. و هُوَ فی الرُّتبَةِ دونَ عیسَی علیه السّلام لِکَونِهِ رَسولًا. و قَد وُلِدَ فی زَمانِنا و رَأیتُهُ أیضًا و اجتَمَعتُ بِهِ و رَأیتُ العَلامَةَ الخَتمیَّةَ الَّتی فیهِ. فلا وَلِیَّ بَعدَهُ إلّا و هُوَ راجِعٌ إلَیهِ؛ کَما أنَّهُ لا نَبیَّ بَعدَ محمّدٍ صَلَّی اللهُ علَیهِ (و آلِهِ) و سَلَّمَ إلّا و هُوَ راجِعٌ إلَیهِ، کَعیسَی علیه السّلام إذا نَزَلَ. فَنِسبَةُ کُلِّ وَلِیٍّ یَکونُ بَعدَ هَذا الخَتمِ إلَی یَومِ القیامَةِ، نِسبَةُ کُلِّ نَبِیٍّ یَکونُ بَعدَ محمّدٍ صَلَّی اللهُ علَیهِ و سَلَّمَ فی النُّبُوَّةِ، کَإلیاسَ و عِیسَی و الخِضرِ فی هَذِهِ الأُمَّةِ... .
