
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
294چو در سرّ عطا اخلاص او راست *** سه نان را هفده آیت خاص او راست تو را گر تیر باران بر دوام است *** علیٌّ حُبُّه جُنَّه تمام است پیمبر گفتش ای نور دو دیده *** ز یک نوریم هر دو آفریده علی چون با نبیّ باشد ز یک نور *** یکی باشند هر دو از دویی دور چنان در شهر دانش باب آمد *** که جنّت را به حقّ بوّاب آمد چنان مطلق شد او در فقر و فاقه *** که زرّ و نقره بودش سه طلاقه اگر علمش شدی بحری مصوّر *** در او یک قطره بودی بحر اخضر چو هیچش طاقت منّت نبودی *** ز همّت گشت مزدور جهودی1 کسی گفتش چرا کردی؟ برآشفت *** زبان بگشاد چون تیغ و چنین گفت: لَنَقلُ الصَّخرِ مِن قُلَلِ الجِبالِ *** أحَبُّ إلَیَّ مِن مِنَنِ الرِّجالِ یَقولُ النّاسُ لی فی الکَسبِ عارٌ *** فَقُلتُ العارُ فی ذُلِّ السُّؤالِ2 محییالدّین عربی از جمله عرفای بزرگ شیعه که مورد هجوم تهمتهای اهل ظاهر قرار گرفته است
و از جمله عرفا و بزرگان مکتب توحید و مفاخر عالم اسلام و تشیّع باید از محیی الدّین عربی نام برد؛ شخصیّتی که صِرف نظر بر آثارش او را از هر تحسین و مدحی کفایت میکند و مصداق توفیق خاصّ الهی را در وجود او روشن و مبرهن میسازد.
این مرد بزرگ که حقّاً باید او را ابرمرد میدان توحید و معرفت و ولایت و تشیّع و عرفان و شهود دانست، از جمله بزرگانی است که از دست قلم و بیان ناموزون خلقی عدید چه ستمها و جفاها و بیحرمتیها بر او نرفته است، و سپاس زحمات او
- خ ل: یهودی.
- الهی نامه، عطّار نیشابوری، ص ٢٢ و ٢٣. ترجمه:
«انتقال صخرههای مهیب از قلۀ کوههای مرتفع برای من گواراترست از منّت کشیدن از افراد.
مردم به من میگویند: اکتساب برای همچو تویی ننگ و عار است! پس من در جواب گفتم: عار و پستی در شناعت درخواست از مردم است نه در اکتساب.»
