
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
293امثال این بزرگان اشعار او را در مثنوی که دربارۀ مدح و ثنای خلفای ثلاث است نخوانده بودند؟! چطور شد که آنها با وجود مطالعه و قرائت این مطالب باز او را شیعی و پیرو مکتب اهل بیت، و دیگران به واسطۀ این اشعار او را در زمرۀ اهل سنّت و جماعت و به دور از تبرّی که از اصول اعتقادی مکتب اهل بیت است میدانند؟!
دیگر تبرّی چه میخواهد باشد! با این اشعاری که از مولانا در مورد خلفای جور بیان شد و یا دربارۀ یزید که جمیع اهل سنّت نسبت به او به دیدۀ احترام مینگرند و او را خلیفۀ مسلمین پنداشته، جرأت تقبیح و تفضیح او را به خود نمیدهند؛ در آنجا که گوید:
روز عاشورا همه اهل حلب *** باب انطاکیّه اندر تا به شب گرد آید مرد و زن جمعی عظیم *** ماتم آن خاندان دارد مقیم تا به شب نوحه کنند اندر بُکاء *** شیعه عاشورا برای کربلا بشمرند آن ظلمها و امتهان *** کز یزید و شمر دید آن خاندان1 عطّار نیشابوری از شیعیانی است که مورد تهمت واقع شده است
داستان مولانا جلال الدین محمّد رومی از جهت قاطعیّت در تشیّع وی درست مانند حکایت عارف کامل شیخ فرید الدّین عطّار نیشابوری میباشد؛ و از این جهت باید گفت: همان ظلم و ستمی که بر مولانا رفته، بر او نیز روا داشتند و با وجود تصریح بر امامت و وصایت أمیرالمؤمنین علیه السّلام و اولاد او علیهم السّلام، او را در زمرۀ اهل سنّت و مخالف با مکتب و طریق اهل بیت به حساب میآورند.
وی در کتاب الهی نامه خود پس از ذکر مناقب و مدائحی برای خلفای ثلاثه، به أمیرالمؤمنین علیه السّلام که میرسد چنین گوید:
ز مشرق تا به مغرب گر امام است *** أمیرالمؤمنین حیدر تمام است2 گرفته این جهان زخم سنانش *** گذشته زان جهان وصف سه نانش - مثنوی معنوی، دفتر ششم.
- خ ل: علی و آل او ما را تمام است.
