
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
291ای علی که جمله عقل و دیدهای *** شمّهای واگو از آن چه دیدهای تیغ حلمت جان ما را چاک کرد *** آب علمت خاک ما را پاک کرد بازگو دانم که این اسرار هوست *** زآنکه بیشمشیر کشتن کار اوست1 و در ادامه از خلافت ابیبکر به سوء القضاء و از خلافت أمیرالمؤمنین علیه السّلام به حسن القضاء یاد میکند:
راز بگشا ای علیّ مرتضی *** ای پس از سوء القضاء حسن القضاء چون تو بابی آن مدینه علم را *** چون شعاعی آفتاب حلم را باز باش ای باب رحمت تا ابد *** بارگاه ما له کفوا احد2 آیا کسی که خلافت ابوبکر را سوء القضاء یعنی قضای ناموزون و ناپسند الهی میداند او سنّی است؟! و یا کسی که یک چنین غزلی دربارۀ آن حضرت میسراید میتوان حتّی تصوّر و احتمال تسنّن را به او داد؟!
تا صورت پیوند جهان بود علی بود *** تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود شاهی که وصی بود و ولی بود علی بود *** سلطان سخا و کرم و جود علی بود مسجود ملائک که شد آدم ز علی شد *** آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود هم آدم و هم شیث و هم ایّوب و هم ادریس *** هم یوسف و هم یونس و هم هود علی بود هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم الیاس *** هم صالح پیغمبر و داود علی بود آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس *** در خوان جهان پنجه نیالود علی بود آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن *** کردش صفت عصمت و بستود علی بود آن عارف سجّاد که خاک درش از قدر *** از کنگرۀ عرش بر افزود علی بود آن شاه سرافراز که اندر ره اسلام *** تا کار نشد راست نیاسود علی بود آن قلعه گشایی که در قلعۀ خیبر *** برکند به یک حمله و بگشود علی بود - همان.
- همان.
