اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اسرار ملکوت ج1

56٬940
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است؛ که مقدمه‌ای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهم مطالب این مجلد:  • حرمت کتمان حقیقت  • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام توسط بعضی از صحابه  • بی‌مهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی  • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی  • لزوم بصیرت و خبره‌بودن در شناخت دین و تبلیغ آن  • معرفت‌نداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امر‌به‌معروف  • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم  • اطاعت از امام معصوم علیه‌السلام باید در همه ابعاد انسانی باشد

سرای جاوید

اسرار ملکوت ج1

290
  • انصافاً در حقّ او ظلم‌ها و ستم‌ها و نسبت‌های ناروایی از دوست و دشمن زده شده است، باید او را از زمرۀ شیعیان خُلّص و حقیقی مولا أمیرالمؤمنین علیه السّلام به حساب آورد. آیا مولانا را با اشعار او دربارۀ عید غدیر و انتصاب حضرت مولی الموالی به ولایت حقّۀ حقیقیّۀ الهیّه از جانب رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم، باید سنّی فرض نمود؟! در آنجا که می‌گوید:

  • اشعار مولانا در مدح أمیرالمؤمنین علیه السّلام

  • زین سبب پیغمبر با اجتهاد***نام خود و آن علی مولا نهاد
  • گفت هر کس را منم مولا و دوست***ابن عمّ من علی مولای اوست
  • کیست مولا؟ آنـکه آزادت کند***بند رقیّت ز پایت بر کند
  • چون به آزادی نبوّت هادی است***مؤمنان را ز انبیاء آزادی است
  • ای گروه مؤمنان شادی کنید***همچو سرو و سوسن آزادی کنید1
  •  ما کدام فرد سنّی را پیدا می‌کنیم که از واقعۀ غدیر این‌چنین حکایت نماید و ولایت رسول خدا را بر أمیرالمؤمنین علیه السّلام منطبق و ساری بداند؟! و یا در مقام تعریف از صفات و ملکات مولا این‌چنین داد سخن بدهد:

  • از علی آموز اخلاص عمل***شیر حق را دان منزّه از دغل
  • در غزا بر پهلوانی دست یافت***زود شمشیری برآورد و شتافت
  • او خدو انداخت بر روی علی***افتخار هر نبیّ و هر ولیّ
  • او خدو انداخت بر رویی که ماه***سجده آرد پیش او در سجده‌گاه
  • در زمان انداخت شمشیر آن علی***کرد او اندر غزایش کاهلی
  • گفت بر من تیغ تیز افراشتی***از چه افکندی مرا بگذاشتی
  • در شجاعت شیر ربّانیستی***در مروّت خود که داند کیستی؟2
  •  

    1. مثنوی معنوی، دفتر ششم.
    2. همان، دفتر اول.
/ 23