
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
288ولی در عین حال باید اعتراف نمود که جدایی مسألۀ دین از سیاست، و حکم به افتراق بین آن دو حتّی در میان بسیاری از قائلین به خلافت بلافصل أمیرالمؤمنین علیه السّلام متعارف و متداول بوده و نسبت به این مسأله شکّ و تردید وجود داشته است؛ و قیام حضرت سیّدالشّهداء را که بر اساس ایجاد خلافت و حکومت و امارت اسلامی بود، صرف یک دفاع و محکومیّت مظلوم قلمداد مینمایند و وظیفۀ امام را منحصر در بیان احکام و رفع مشکلات و معضلات روحی و شرعی جامعه میدانند.
گرچه در اینجا بیان نقیب ابوجعفر در الحاق استنباط احکام شرعی به مسألۀ اختیار در انتخاب حاکم و امیر و تدبیر امور اجتماعی، سخنی بسیار سست و بیارزش است، و سخیفتر از آن اعتراف به عدم ردّ و انکار از جانب رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در موارد مخالفت مردم با دستورات آن حضرت که قطعاً بر خلاف حقایق تاریخی و واقعیت خارجی میباشد؛ ولی ناگفته نماند که بیان او در باب اختیار تصدّی حکومت و انتخاب خلافت به عنوان یک سنّت سیّئۀ مستمرّه کما کان در طول ادوار تاریخ خود را مطرح نموده است؛ و حتّی ورود در مسائل سیاسی و تصدّی مناصب حکومتی را بسیاری دون شأن و منزلت یک عالم دینی و جدای از قوانین و احکام شرعی دانسته، و مربوط به گروهی خاص از افرادی که صرفاً همّ و غمّ آنها دخالت و تصرّف در امور سیاسی و اجتماعی افراد است میدانند، در حالیکه تمامی آنان شیعه و پیرو مکتب اهل بیت علیهم السّلام میباشند. و در این زمینه وقایع و حکایات و شواهد بسیاری الی ما شاء الله موجود میباشد.
تاریخ نشان داده است در هر زمان که عالمی دینی زمام امور حکومتی جامعهای را به عهده گرفته است، مخالفین او با همین حربه و دلیل به مخالفت و ستیز با او برخاستهاند.
عدم خروج از مکتب تشیّعِ محبّین و موالیان ائمّۀ اطهار که بین ولایت و خلافت جدایی میدانند
فلهذا نمیتوان افرادی از عامّه را که نه تنها با مکتب و مرام ائمّه معصومین علیهم السّلام سر ستیز و ناسازگاری ندارند و ولایت آنها و مقام آنان را قبول داشته، ولی اداره حکومت و تصدّی خلافت را در شأن و منزلت آنان و از امور توقیفیّه و منزَل
