
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
287رساندند و با زن او زنا نمودند، داخل در صحابه نمیباشد؟ و فقط امثال خالد بن ولید خونخوار زناکار ـ حتّی به اعتراف و اقرار شخص عمر ـ از اصحاب میباشد؟!
دوّم اینکه: آیا حکم خدا و رسول خدا به واقع نزدیکتر است یا حکم و رأی و اعتقاد مردم؟ و آیا خدا و رسول مصلحت جامعه را بهتر میدانند یا این مردم جاهل و کور و نادان، که هر روز حکمی را جعل و روز بعد با تبصره و لایحهای آن را اصلاح مینمایند.
سوّم: که از همه قبیحتر و وقیحتر و تهمت آشکاری است که این جناب نقیب به اسلام و مسلمین و شخص پیامبر اکرم میزند این است که میگوید: ما از رسول خدا در اینگونه موارد هیچ مخالفتی مشاهده نکردیم و رسول خدا به مخالفت اصحاب توجّهی نمینمود و آن را امضاء میکرد!! واقعاً باید گفت که این از آن دروغهای شاخدار و تحریف صریح تاریخ وانکار بَتّی و حقیقی واقعیّات و قلب وقایع است.
این همه که رسول خدا در موارد مختلفه از مخالفتهای امّتش سخن به میان میآورد و از آن به زشتی و پستی وعناد و لجاج یاد مینمود پس چه شد؟! و آیا در همین مسألۀ شرکت در لشکر اسامه نفرمود: «لَعَنَ اللهُ مَن تَخَلَّفَ عَن جَیشِ أُسامَةَ!1 خدا لعنت کند کسی را که از لشکر اسامه تخلّف نماید!» در حالیکه ابوبکر و عمر تخلّف کردند و در آن لشکر حاضر نگشتند.
حال اگر در یک مورد یا دو مورد رسول خدا رأی بعضی را پذیرفته، دلیل این نمیشود که در هر مورد و لو اینکه امر صریح و اصرار و ابرام در آن داشته، از عقیده خود دست بردارد و زمام امور را به دست این امّت گیج و گنگ خود بسپارد. و مگر احکام و قوانین الهی ماست و خیار است که هر کسی بتواند به هر صورت آن را درآورد یا به دور اندازد!
- الملل و النّحل، ج ١، ص ٢٩؛ شرح نهج البلاغة، ابن أبیالحدید، ج ٦، ص ٥٢؛ شرح المواقف، ج ٨، ص ٣٧٦.
