
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
286سلیقههای خود بر روی آن پای میفشردند، گرچه مخالف صریح با کتاب خدا و فرمایشات پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم بوده باشد، مسائل مربوط به تصدّی امور اجتماعی مردم و نصب امیر و حاکم و تدبیر امور اجتماعی و وضع و قرارداد قوانین مدنی و اجتماعی بود. و در این حال با فرمایشات و قوانین و نصوص وارد شده از جانب رسول اکرم کاری نداشتند؛ زیرا مصلحت خود را در خلاف آن تشخیص میدادند. اینان کسانی بودند که تصریحات کلّی و عامّ رسول خدا را که هیچگونه جا و محلّی برای تأویل و توجیه آن پیدا نمیشود، با قیود و تبصرههای مندرآوردی که اثری از آنان در شرع وارد نشده است، توجیه و تأویل و مقیّد مینمودند؛ تو گویی اینان این قیود و تبصرهها را از قرائن و شواهد احوال استنباط مینمودند. و این چنین اشاعه میدادند:
در هر موردی که مصلحت را در نحوه و چگونگی یک حکمی یافتید، بدون هیچ ملاحظهای بدان عمل نمایید!!»
در اینجا ابن ابیالحدید با طرح این نکته و این سؤال و پاسخ از نقیب ابوجعفر دیگر آبرویی برای مخالفین تشیّع و پیروان مکتب اهل بیت علیهم السّلام باقی نمیگذارد.
اشکالهای کلام نقیب ابوجعفر
اینک سؤال ما از این جناب نقیب ابوجعفر این است:
اول: آیا اینکه شما میگویید همۀ صحابه بر این موضوع اتفاق دارند که احکام صادره از رسول خدا را میتوان تغییر داد و بر مخالفت با نصوص و تصریحات آن حضرت در صورت تشخیص مصلحت برخاست، با حقایق تاریخی و شواهد موجود در تاریخ منطبق است؟!
آیا أمیرالمؤمنین علیّ بن أبیطالب از اصحاب رسول خدا نبود، و دیگران از بزرگان صحابه مانند سلمان و أباذر و مقداد و عمّار و زبیر و طلحه و عبّاس و... از اصحاب نبودند؟! و آیا اصحاب رسول خدا در نزد شما فقط یک مشت رجّاله و آدمکش و منافق و بیحیثیّت و بیدین بودند؟ آیا مالک بن نویره که از اصحاب بزرگ رسول خدا بود و او را به جرم نپرداختن زکاة به حکومت غاصب ابیبکر به قتل
