
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
285داخل بهشت خواهد شد.“ ابیهریره آمد و این مطلب را به گوش عمر رسانید. عمر چنان به سینه او زد که به روی زمین درافتاد و گفت: این مطلب را هرگز بر زبان مَیاور! زیرا اگر آن را به مردم بگویی بر این اعتقاد دلخوش و متّکی خواهند شد و دیگر دست به عمل نیک و کار خوب نخواهند زد.
و در این مطلب جای شک نیست که تمامی صحابۀ رسول خدا متّفقاً بسیاری از فرمایشات صریح و نصوص وارده از آن حضرت را کنار گذاشتند؛ زیرا مصلحت را در ترک عمل به آن یافتند. مانند اینکه سهم ذوی القربی و خویشان نزدیک رسول خدا را قطع نمودند (خمس را به ذریّه پیامبر نپرداختند)؛ و همچنین سهم کفّار و مشرکین را که در مجاورت بلاد اسلامی زندگی میکنند و دولت اسلام به جهت رفع کدورت و ائتلاف قلوب و در نتیجه جذب و تمایل آنان به سمت مکتب حق میپردازد، قطع نمودند؛ در حالیکه مخالفت صحابه با این دو حکمی که از جانب پروردگار در قرآن کریم بدان تصریح شده است و دستور صریح پیامبر از انفاذ و اجرای آن صادر شده است و مربوط به امور دین است، مهمتر است از مسألۀ خلافت و امارت که مربوط به انتظام اجتماع و امور دنیوی است.
و همچنین به افکار و آرایی که اثری از آن در کتاب الهی و سنّت پیامبر وجود نداشته است عمل مینمودند. و در ایّام ابوبکر به رأی خود عمل مینمودند، و هر آنچه را به صلاح خود و جامعه تشخیص میدادند جامۀ عمل میپوشانیدند، و بر آنچه از طرف رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم تصریح شده بود وقعی ننهادند؛ تا اینکه این سنّت دامن فقها از آنان را نیز فراگرفت و مسألۀ خودرأیی و عمل به گمان و مصلحت اندیشیهای بشری در احکام الهی و تکالیف دینی نیز سرایت نمود، و فقها با طرح مسألۀ قیاس و استحسان عملاً به مقابله و موضعگیری در قبال نصوص و احکام مصرّحه از ناحیه شرع درآمدند، و شریعت را از مجرای اصلی خود خارج و به صورتی واژگون و غیر از آنچه وارد شده بود در آوردند. و ارباب قیاس و گمان و عمل به آن، شریعت جدیدی را بر این اساس پایه و بنا نهادند.
سپس نقیب اباجعفر ادامه داد: و بیشترین مواردی که اینان با آراء و افکار و
