
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
283صَدرِهِ حَتَّی وَقَعَ عَلَی الأرضِ! فَقالَ: لا تَقُلها! فَإنَّکَ إن تَقُلها یَتَّکِلُوا عَلَیها و یَدَعوا العَمَلَ...
و قَد أطبَقَتِ الصَّحابَةُ إطباقًا واحِدًا عَلَی تَرکِ کَثیرٍ مِنَ النُّصوصِ لَمّا رَأوا المَصلَحَةَ فی ذَلِکَ. کَإسقاطِهِم سَهمَ ذَوِی القُربَی و إسقاطِ سَهمِ المُؤَلَّفَةِ قُلوبُهُم، و هَذانِ الأمرانِ أدخَلُ فی بابِ الدّینِ مِنهُما فی بابِ الدُّنیا.
و قَد عَمِلوا بِآرائِهِم اُمورًا لَم یَکُن لَها ذِکرٌ فی الکِتابِ و السُّنَّةِ... و عَمِلوا فی أیّامِ أبیبَکرٍ بِرَأیِهِم... و عَمِلوا بِمُقتَضَی ما یَغلِبُ فی ظُنونِهِم مِنَ المَصلِحَةِ و لَم یَقِفُوا مَعَ مَوارِدِ النُّصوصِ حَتَّی اقتَدَی بِهِمُ الفُقَهاءُ مِن بَعدُ فَرَجَّحَ کَثیرٌ مِنهُمُ القِیاسَ عَلَی النُصوصِ حَتَّی استَحالَتِ الشَّریعَةُ، و صارَ أصحابُ القیاسِ أصحابَ شَریعَةٍ جَدیدَةٍ.
قالَ النَّقیبُ: و کانَ أکثَرُ ما یَعمَلون بِآرائِهِم فی ما یَجری مَجرَی الوَلایاتِ و التَّأمیرِ و التَّدبیرِ و تَقریرِ قَواعِدِ الدَّولَةِ و ما کانوا یَقِفونَ مَعَ نُصوصِ الرَّسولِ صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ و تَدبیراتِهِ إذا رَأوُا المَصلِحَةَ فی خِلافِها کانوا یُقَیِّدونَ نُصوصَهُ المُطلَقَةَ بِقَیدٍ غَیرِ مَذکورٍ لَفظًا، و کَأنَّهُم کانوا یَفهَمونَهُ مِن قَرائِنِ أحوالِهِ. و تَقدیرُ ذَلِکَ القَیدِ: افعَلُوا کَذا إن رَأیتُموهُ مَصلِحَةً!!
ابن ابیالحدید میگوید: «من این اخباری را که بر خلافت بلافصل علیّ بن أبیطالب علیه السّلام ـ که به روایت عمر بن خطّاب است ـ دلالت میکند به نقیب، اباجعفر یحیی بن محمّد عرضه داشتم و به او چنین گفتم: این اخبار تمامی دلالت بر نصّ و تصریح بر خلافت علیّ بن أبیطالب است، امّا مطلبی که ذهن مرا به خود مشغول داشته این است که: چگونه میتوان تصوّر نمود که صحابۀ رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم صریح فرمایش آن حضرت را منکر شوند و او را به کناری نهند؟ صریح کلامی که دلالت بر خلافت و امارت شخص معیّن و به خصوصی دارد. همچنانکه بعید میشماریم صحابه در احکام نماز و قبله و روزه در ماه رمضان و سایر احکام و شاخصههای دین دستکاری کنند.
