
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
282مسألۀ عدم اعتقاد به اتّحاد خلافت و امامت ـ چنانچه از کلام ابن ابیالحدید مشهود است ـ از دیر باز در میان مسلمین به عنوان مسألۀ غامض و قابل تأمّل، و یا به عبارت دیگر قضیهای نظری، نه بدیهی و بدوی مطرح بوده است.
سؤال ابن أبیالحدید از نقیب و جواب وی حقایقی را از مرام عامه روشن میسازد
او در شرح نهج البلاغۀ خود، جلد ٣، صفحه ١١٥ پس از اینکه اخباری را از عمر که دالّ بر ارادۀ رسول خدا نسبت به خلافت أمیرالمؤمنین علیّ بن أبیطالب است نقل میکند، میگوید:
سَألتُ النَّقیبَ أباجَعفَرٍ یَحیَی بنَ محمّدِ بنِ أبیزَیدٍ ـ و قَد قَرَأتُ علَیهِ هَذِهِ الأخبارَ ـ فَقُلتُ لَهُ: ما أراها إلّا تَکادُ تَکونُ دالَّةً عَلَی النَّصِّ، و لَکِنّی أستَبعِدُ أن یَجتَمِعَ الصَّحابَةُ عَلَی دَفعِ نَصِّ رَسولِ اللهِ صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ عَلَی شَخصٍ بِعَینِهِ کَما استَبعَدنا مِنَ الصَّحابَةِ عَلَی رَدِّ نَصِّهِ عَلَی الکَعبَةِ و شَهرِ رَمَضانَ و غَیرِهِما مِن مَعالِمِ الدّینِ.
فَقالَ لی ـ رَحِمَهُ اللهُ ـ: أبَیتَ إلّا مَیلًا إلَی المُعتَزِلَةِ! ثُمَّ قالَ: إنَّ القَومَ لَم یَکونوا یَذهَبونَ فی الخِلافَةِ إلَی أنَّها مِن مَعالِمِ الدِّینِ و أنَّها جاریَةٌ مَجرَی العِباداتِ الشَّرعیَّةِ کالصَّلاةِ و الصَّومِ؛ و لَکِنَّهُم کانوا یُجرونَها مَجرَی الأُمورِ الدُّنیَویَّةِ و یَذهَبونَ لِهَذا مِثلَ تَأمیرِ الاُمَراءِ و تَدبیرِ الحُروبِ و سیاسَةِ الرَّعیَّةِ. و ما کانوا یُبالونَ فی أمثالِ هَذا مِن مُخالَفَةِ نُصوصِهِ صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ إذا رَأوا المَصلِحَةَ فی غَیرِها.
ألا تَراهُ کَیفَ نَصَّ عَلَی إخراجِ أبیبَکرٍ و عُمَرَ فی جَیشِ أُسامَةَ و لَم یَخرُجا لِما رَأیا أنَّ فی مَقامِهِما مَصلَحَةً لِلَّهِ و بِهِ و لِلمِلَّةِ و حِفظًا لِلبَیضَةِ و دَفعًا لِلفِتنَةِ؟! و قَد کانَ رَسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ علَیهِ و آلِهِ یُخالَفُ و هُوَ حَیٌّ فی أمثالِ ذَلِکَ فَلا یُنکِرُهُ و لا یَرَی بِهِ بَأسًا.
أ لَستَ تَعلَمُ أنَّهُ نَزَلَ فی غَزاةِ بَدرٍ مَنزِلًا عَلَی أن یُحارِبَ قُرَیشًا فیهِ، فَخالَفَتهُ الأنصارُ... فَرَجَعَ إلَی آرائِهِم؟!
... و قَد کانَ قالَ لِأبیهُرَیرَةَ: «اخرُج فَنادِ فی النّاسِ: مَن قالَ: لا إلَهَ إلّا اللهُ، مُخلِصًا بِها قَلبَهُ دَخَلَ الجَنَّةَ.» فَخَرَجَ أبوهُرَیرَةَ فَأخبَرَ عُمَرَ بِذَلکَ. فَدَفَعَهُ فی
