
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
274آیا تو دوست داری که او زنده بماند و از سفر مکّه به سلامت برگردد تا اجرت کرایه شترانت را بپردازد؟1
حال ببینید چند نفر از شیعیان باقی میمانند که به این نکته کاملاً توجّه داشته باشند، و ارتباط با دشمنان و معاندین اهل بیت علیهم السّلام را دشمنی و خصومت با شخص امام علیه السّلام تلقّی نمایند و از آن احتراز کنند؟ در اینجا باید گفت:
گر حکم شود که مست گیرند *** در شهر هر آنـچه هست گیرند2 و مگر امروزه ما این مسأله را به وفور در میان قاطبه از طبقات مشاهده نمینماییم؟ آیا امام، از این مسأله راضی و نسبت به آن خشنود است؟
اکثریت مسلمین در گذشته قائل به جدایی دین از سیاست بودهاند
و امّا نکته اساسی چنانچه قبلاً اشارهای به آن شده بود این است که: در زمان گذشته اعتقاد بسیاری از افراد بلکه باید گفت اکثریّت از قاطبۀ مسلمین، بر انفصال و دوئیّت بین مسألۀ خلافت و حکومت ظاهری و بین امامت و عهدهداری و تصدّی امور باطنی و شرعی قرار داشت، و همچون کلام ابوهریره که میگفت: نماز با علی گواراتر و غذای پیش معاویه لذیذتر مینماید،3 مردم با مسألۀ حکومت و خلافت اینطور برخورد مینمودند، و قائل به جدایی بین دین و سیاست بودند، نه اینکه واقعاً به خلفای ثلاثه اعتقادی داشته باشند؛ چه اینکه با وجود قول به خلافت ظاهری ابوبکر و عمر، دانشمندی همچون ابن أبیالحدید چه هجوها و سخریّههایی نسبت به آنها روا میدارد! و امّا در مقام بیان عقیدۀ خویش راجع به مولا أمیرالمؤمنین علیه السّلام چگونه در مقام خضوع و خشوع از آن حضرت یاد میکند و این مطلب در جای جای شرح نهج البلاغۀ او موجود است.
بسیاری از اشخاص گمان میکنند که انتصاب أمیرالمؤمنین علیه السّلام در
- اختیار معرفة الرّجال، کشّی، ص ٤٤٠.
- امثال و حکم، دهخدا، ج ٣، ص ١٢٨٩.
- شیخ المضیرة أبوهریرة، ص ٥٦.
