
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
271سوی دیگر، ناشی از یک نوع جهل و عدم شناخت صحیح توازن تکوین و تشریع و اتحاد و یکسونگری و هماهنگی بین آن دو میباشد، که نه تنها در عصر امام علیه السّلام بین بسیاری از افراد آن زمان وجود داشته است، بلکه حتّی در زمان حاضر نیز این مسأله به طور وضوح در مصادیق متعدّده و مراتب متفاوته یافت میشود.
ابن أبیالحدید را نمیتوان به صرف چند مورد مدح خلفا، خارج از مکتب اهل بیت دانست
آیا ابن أبیالحدید که ما او را یک سنّی معتزلی و منحرف از جادّۀ صواب و حریم ولایت و مخالف با طریق منصوص میدانیم، هیچ جایگاهی در مکتب اهل بیت علیهم السّلام ندارد؟ و صرفاً به خاطر بعضی از مدحها نسبت به خلفا حتّی با وجود بسیاری از ایرادات و سخریّههایی که به آنها دارد و بعضی از اعتقادات، باید او را از خود نفی و طرد نماییم؟ در حالیکه مناقب او نسبت به مولی الموالی علیّ بن أبیطالب علیه السّلام و اشعار او دربارۀ آن حضرت انسان را در حیرت فرو میبرد و به تعجّب وا میدارد.
١. قَد قُلتُ لِلبَرقِ الَّذی شَقَّ الدُّجَی *** فَکَأنَّ زِنجیًّا هُناکَ یُجَدِّعُ ٢. یا بَرقُ إن جِئتَ الغَریَّ فَقُل لَهُ *** أ تَراکَ تَعلَمُ مَن بِأرضِکَ مودَعُ ٣. فیکَ ابنُ عِمرانَ الکَلیمُ و بَعدَهُ *** عیسـَی یُقَفّیهِ و أحمـَدُ یَتبَـعُ ٤. بَل فیکَ جِبریلُ و میکالُ و إس *** رافیلُ و المَلَأُ المُقَدَّسُ أجمَعُ ٥. بَل فیکَ نورُ اللهِ جَلَّ جَلالُهُ *** لِذَوی البَصائِرِ یَستَشِفُّ و یَلمَعُ ٦. فیـکَ الإمـامُ الـمُرتَضَی فیـکَ الوَصیُّ *** المُجتَبَی فیکَ البَطینُ الأنزَعُ1 ١. «این چنین به صاعقه و برقی که از ابرها بر وادی نجف فرود میآید خطاب کردم: ای برق که با لمعان و نور خود سیاهی شب را میشکافی و همچون زنگی مستی که بر سر افراد در میدان جنگ بتاخت فرود میآید!
٢. اگر به سرزمین غریّ و وادی نجف رسیدی به آن بگو: آیا میدانی که چه شخصیّتی را در درون خود جای دادی؟
- الرّوضة المختارة، ص ١٣٦.
