
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
262اوّلاً: موارد مشابهی چنانچه بعضی از آنها نقل شد نیز از جانب رسول خدا صادر شده است.
ثانیاً: خصوصیّت مورد تأثیری در ثبوت ملاک و تحقّق مناط به هیچوجه نمیتواند داشته باشد؛ زیرا عدم رضایت خود به عنوان یک ملاک کلّی در همه جا مؤثر و موجب اثر حکم شرعی میباشد. مگر اینکه حکم اقوی و ملاک غالب، موضوع را از دایرۀ اختیار و انتخاب بیرون آورده باشد، که در اینجا چنین است؛ زیرا کلام رسول خدا و ائمّۀ معصومین صلوات الله علیهم أجمعین و فرمان آنان عین حق و منطبق بر حاقّ واقع و عین مشیّت و اراده و دستور پروردگار است، و احتمال کذب و خطا و لغزش و نسیان و لغویّت بالمرّه از آنان منتفی و محال میباشد.
بنابراین در جایی که دستوری از ناحیۀ معصوم علیه السّلام در هر موردی از موارد، بدون هیچ قید و شرطی و بدون هیچ محدودیتی زماناً و مکاناً و شخصاً صادر شد، آن دستور عین دستور و فرمان الهی لازم الاجراء و الاتّباع خواهد بود.
ثالثاً: آیه به نحو اطلاق و شمول، هر آنچه از زبان رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم تراوش میکند را در بر میگیرد، و لحن کلام جدّاً آبی از تخصیص میباشد.
در سورۀ نجم میفرماید:
﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ * إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡيٞ يُوحَىٰ﴾؛1
«(ای مردمان!) این رسول ما از روی هوای نفس و امیال حیوانی سخنی نمیگوید (همچون شما) * این کلام، کلام وحی است که از جانب حضرت ربّ العزّة بر او نازل میشود؛ (نه کلام انسان عادی و تفکّر آدمی و تخیّل واهی و بیاساس که بر اساس قرائت و مطالعۀ صفحهای چند و برداشت غیر واقعی و خلط و مزج آن صفات و ملکات غیر تربیت و رشد یافته، و غیر مهذّب و تزکیه یافته و از بوادی نفس امّاره عبور نکرده و به عالم توحید و
- سوره النّجم (٥٣) آیه ٣ و ٤.
