اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اسرار ملکوت ج1

56٬940
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیة‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌الله‌سرّه بوده است؛ که مقدمه‌ای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است.  اهم مطالب این مجلد:  • حرمت کتمان حقیقت  • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیه‌السلام توسط بعضی از صحابه  • بی‌مهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی  • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی  • لزوم بصیرت و خبره‌بودن در شناخت دین و تبلیغ آن  • معرفت‌نداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امر‌به‌معروف  • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم  • اطاعت از امام معصوم علیه‌السلام باید در همه ابعاد انسانی باشد

سرای جاوید

اسرار ملکوت ج1

256
  • «پس از عزم عبدالمطلّب بر ذبح فرزندش عبدالله، قریش در نزد او اجتماع نموده او را از این عمل منع نمودند. زنان عبدالمطلّب نیز شروع به گریه و فریاد نمودند. در این وقت دختر او عاتکه به پدر گفت: ای پدر در این واقعه با خدا از در چاره درآی.

  • عبدالمطلّب فرمود: چگونه رفتار نمایم؟ به‌درستی که تو زن مبارک و میمونی هستی!

  • عاتکه گفت: این شترانی را که از آن تو است و در صحرا به چرا مشغول‌اند، در راه خدا با فرزندت عبدالله معاوضه نما و قرعه را به نام آنها بینداز تا خدا از تو راضی گردد.

  • حضرت عبدالمطلّب فرستاد و شتران را حاضر کردند، آنگاه ده شتر از میان آنها جدا کرد و قرعه را به نام آنها و عبدالله انداخت، قرعه به نام عبدالله در آمد. باز ده شتر دیگر اضافه نمود و قرعه انداخت همین‌طور به نام عبدالله آمد. حضرت عبدالمطلّب برای بار سوم و چهارم و... تا رسید به صد شتر، در این وقت قرعه به نام شتران درآمد. قریش چنان تکبیری گفتند که تمام کوه‌های مکّه به لرزه درآمد.

  • حضرت عبدالمطلّب فرمود: نه! باید ببینم که آیا قرعه واقعاً به نام شتران آمده است یا خیر؟

  • تا اینکه سه بار قرعه را تکرار کرد و هر بار به نام شتران آمد؛ و در نوبت سوم که قرعه دیگر بر شتران قرار گرفت، زبیر و ابوطالب و برادران آنها عبدالله را از زیر دست و پای عبدالمطلّب بیرون کشیدند و او را در آغوش خود جای دادند، در حالی‌که پوست صورت او به واسطۀ تماس با زمین خراش برداشته بود؛ و شروع کردند به بلند کردن او و بوسه بر او زدن و خاک را از سر و صورت و بدن او می‌زدودند.

  • حضرت عبدالمطلّب نیز دستور داد تا صد شتر را در حزوَرة ذبح نمایند و حتّی یک شتر را از قلم نیندازند.»

  • پنج سنت حضرت عبدالمطلّب علیه السّلام در دین اسلام وارد شده است

  • ”فَکانَت لِعَبدِالمُطَلِّبِ خَمسٌ مِنَ السُّنَنِ أجراها اللهُ عَزَّوَجَلَّ فی الإسلامِ: حَرَّمَ نِساءَ الآباءِ عَلَی الأبناءِ؛ و سَنَّ الدِّیَةَ فی القَتلِ مِائَةً مِنَ الإبِلِ؛ و کانَ یَطوفُ بِالبَیتِ سَبعَةَ 

  •  

/ 315