
اسرار ملکوت ج1
جلد اول از مجموعۀ «اسرار ملکوت» که شرحی نفیس ولی ناتمام از حدیث شریف عنوان بصری است از رشحاتِ قلم حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللهسرّه بوده است؛ که مقدمهای بر شرح این حدیث شریف است و پیرامون «ضرورت کسب معارف یقینی و الهی، و حُرمتِ کتمان حقیقت» به رشتۀ تحریر درآمده است. اهم مطالب این مجلد: • حرمت کتمان حقیقت • کتمان مناقب امیرالمؤمنین علیهالسلام توسط بعضی از صحابه • بیمهری حوزه نجف نسبت به حکما و عرفای الهی • بطلان سکوت در مقابل ظلم، طبق موازین عقلی و نقلی • لزوم بصیرت و خبرهبودن در شناخت دین و تبلیغ آن • معرفتنداشتن به فلسفه احکام، یکی از مصادیق عدم موفقیت در امربهمعروف • اختلاف نفوس در تلقّیِ تشیّع و اطاعت از امام معصوم • اطاعت از امام معصوم علیهالسلام باید در همه ابعاد انسانی باشد
اسرار ملکوت ج1
249در اوامر امتحانیّه مولا میخواهد بداند که بندهاش در آن مرتبه از اطاعت هست یا نه، و به خودِ مأمورٌ به و نفس نتیجۀ آن کاری ندارد. و در داستان حضرت ابراهیم نیز چنین است؛ زیرا خدای متعال پس از اینکه حضرت ابراهیم، اسماعیل را به روی زمین خواباند و چاقو بر گلویش نهاد، به اعجاز الهی کارد از برش و قطع گردن باز ایستاد و به امر و ارادۀ پروردگار هیچگونه آسیبی بر گردن حضرت اسماعیل علیه السّلام وارد نیاورد. و در اینجا بود که خدای متعال خطاب به حضرت ابراهیم میفرماید که: تو ای ابراهیم! دستور و امر ما را تصدیق نمودی و بدانچه در رؤیا دیده بودی جامۀ عمل پوشاندی؛ و در همینجا دیگر امتحان تمام شد و تو سربلند و سرافراز از این دایره بیرون آمدی و نیازی دیگر به قتل نفس و کشتن اسماعیل نمیباشد.
در جواب باید گفت که:
این مسأله تمام نیست. زیرا اگرچه در اوامر امتحانیّه مقصودِ از امر و دستور صرف اطاعت و انقیاد مأمور در مقام امتثال و انجام فعل است، و لیکن این مطلب را شخص مأمور خود نمیداند؛ چرا که اگر او از این مسأله اطّلاع یابد، که دیگر امتحان او معنایی نخواهد داشت و همۀ افراد برای ورود در یکچنین امتحانی داوطلب خواهند شد، و در اینصورت دیگر نتیجه و اثر مترتّب بر اوامر امتحانی حاصل نخواهد شد.
در اینجا نتیجه میگیریم که حضرت ابراهیم علیه السّلام واقعاً به قصد کشتن فرزند و قربانی کردن او به پیشگاه الهی قیام کرده بود و ابداً در ذهن خود خطوری نسبت به امتحانی بودن مسأله نداده بود، و اگر داده بود با شک و تردید نسبت به مسأله نگاه میکرد، در حالیکه از صراحت کلام و تقریر بیان و حکایت شواهد و قرائن کاملاً به نتیجۀ مسأله که کشتن حضرت اسماعیل است میاندیشید.
این است سرّ مطلب در اوامر و نواهی امتحانیّه که موجب عبور نفس از کریوههای جهل و انانیّت و حبّ ذات و آثار و لوازم ذات و بیرون آمدن از حجب ظلمانی و نورانی حریم پروردگار میشود؛ و در غیر اینصورت دیگر عبوری نخواهد
